ابعاد مختلف زیست مهاجران افغانستانی در ایران بررسی شد: از تاریخهای درهمتنیده تا هویتهای در حال تغییر
سی و ششمین پیشنشست تخصصی همایش بینالمللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» با موضوع «مهاجران افغانستانی در ایران؛ تاریخ مشترک، هویتهای در حال تغییر» با حضور دکتر المیرا علیحسینی، دکتری انسانشناسی از دانشگاه تورنتو و پژوهشگر پسادکتری جمعیتشناسی دانشگاه تهران و دکتر لیلا زندی، پژوهشگر پسادکتری جمعیتشناسی دانشگاه تهران برگزار شد و در آن ابعاد تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و هویتی حضور مهاجران افغانستانی در ایران مورد بررسی قرار گرفت. در این نشست که با همکاری دانشگاه جامع امام حسین(ع)، مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور و انجمن جمعیتشناسی ایران برگزار شد، ابعاد مختلف مهاجرت افغانستانیها در ایران مورد بررسی قرار گرفت و بر ضرورت فراتر رفتن از نگاه صرفاً جمعیتی و توجه همزمان به زمینههای تاریخی، فرهنگی و اجتماعی و پیوندهای دیرینه میان دو جامعه تأکید شد.
دکتر نورالدین فراش، دبیر این نشست در ابتدا تأکید کرد که موضوع مهاجران افغانستانی در ایران را نمیتوان صرفاً در چارچوب یک مسئله جمعیتی، مهاجرتی یا حقوقی بررسی کرد، بلکه این پدیده دارای ابعاد گسترده تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و سیاسی است. وی با اشاره به پیوندهای دیرینه ایران و افغانستان اظهار کرد: مرزهای معاصر اگرچه واقعیتهای جدیدی در روابط دو جامعه ایجاد کردهاند، اما نتوانستهاند پیوندهای تاریخی و فرهنگی میان دو سرزمین را از بین ببرند؛ ازاینرو مهاجرت افغانستانیها به ایران را نمیتوان صرفاً جابهجایی جمعیت از یک کشور مبدأ به یک کشور مقصد دانست. دبیر نشست همچنین با تأکید بر تفاوت میان گروههای مختلف مهاجران افغانستانی افزود: این گروه یک جمعیت یکدست و ثابت نیست؛ مهاجرانی که در دهههای گذشته و در شرایط متفاوت وارد ایران شدهاند، از نظر نسلی، پیشینه اجتماعی، نوع سکونت، میزان ارتباط با جامعه میزبان و تجربه زیسته با یکدیگر تفاوت دارند.
مهاجر افغانستانی چیست؟ بررسی نقش دولتسازی، مرز و تاریخ مشترک
در بخش نخست نشست، دکتر المیرا علیحسینی، دکتری انسانشناسی از دانشگاه تورنتو و پژوهشگر پسادکتری جمعیتشناسی دانشگاه تهران، سخنرانی خود را با عنوان «مهاجر افغانستانی چیست؟ دولتسازی، مرز و تاریخهای درهمتنیده ایران و افغانستان» ارائه کرد. علیحسینی با طرح این پرسش که «مهاجر افغانستانی چیست؟» توضیح داد این پرسش صرفاً درباره هویت افراد نیست، بلکه درباره چگونگی شکلگیری یک مقوله اجتماعی و نحوه طبقهبندی آن است. وی تأکید کرد برای شناخت مهاجران افغانستانی نباید به دنبال یک ذات ثابت برای این عنوان بود، بلکه باید بررسی کرد این مفهوم چگونه در طول تاریخ و در تعامل با روابط، نهادها، دولتها و مفاهیمی مانند دولت-ملت و تابعیت شکل گرفته است. وی اظهار کرد که نگاه صرفاً مبتنی بر مرزهای سیاسی و دولت-ملت، بخشهایی از تاریخ مشترک ایران و افغانستان را نادیده میگیرد و برای فهم این پدیده باید به درهمتنیدگی تاریخی دو جامعه توجه کرد. به گفته او، حضور مهاجران افغانستانی تنها یک ورود جمعیتی به جامعه ایران نیست، بلکه بخشی از فرآیندی است که طی آن ایران و افغانستان در طول تاریخ بر یکدیگر اثر گذاشتهاند. علیحسینی همچنین مفهوم «ملیگرایی روششناختی» را مورد توجه قرار داد و گفت این نگاه، تعلق انسانها را بیش از حد به خاک، مرز و تابعیت پیوند میزند، در حالی که تجربههای مهاجران نشان میدهد تعلق میتواند از مسیرهای دیگری مانند روابط اجتماعی، زبان، فرهنگ و تجربه زیسته شکل بگیرد. وی با اشاره به تجربههای پژوهشی خود بیان کرد که برخی مهاجران افغانستانی، بهویژه نسلهایی که سالها در ایران زندگی کردهاند، ممکن است احساس تعلق متفاوتی نسبت به جامعه ایران و افغانستان داشته باشند و نمیتوان از پیش درباره میزان تعلق آنان به یک سرزمین قضاوت کرد. این پژوهشگر در ادامه با اشاره به پیوندهای فرهنگی، زبانی و تاریخی ایران و افغانستان، تأکید کرد که بسیاری از روابط میان دو جامعه در قالب مرزهای سیاسی قابل توضیح نیست؛ از شبکههای علمی، ادبی و مذهبی گرفته تا ارتباطات تجاری و خانوادگی که در طول تاریخ در این منطقه وجود داشته است.
از تجربه مهاجرت تا بازتعریف هویت؛ روایت نسل های مختلف مهاجران افغانستانی در ایران
در ادامه نشست، دکتر لیلا زندی، پژوهشگر پسادکتری جمعیتشناسی دانشگاه تهران، به ارائه سخنرانی خود با عنوان «تغییرات فرهنگی و هویتی بیننسلی مهاجران افغانستانی در ایران» پرداخت. وی تغییرات فرهنگی و هویتی را شامل تغییرات شناختی، رفتاری و نگرشی مهاجران در تعامل با هنجارهای جامعه پذیرنده دانست و توضیح داد که این فرآیند در قالب روابط اجتماعی، ازدواج، عضویت در سازمانها و احساس تعلق اجتماعی قابل بررسی است. زندی با بیان اینکه ادغام فرهنگی فرآیندی دوطرفه میان مهاجر و جامعه میزبان است، گفت این موضوع میتواند بر شکلگیری نهادهای اجتماعی، اقتصادی و سیاسی تأثیرگذار باشد و یکی از چالشهای مهم جوامع مهاجرپذیر در جهان به شمار میرود. این پژوهشگر با اشاره به تفاوتهای نسلی میان مهاجران افغانستانی اظهار کرد: مهاجران نسل اول معمولاً فرآیندی از شگفتزدگی اولیه، شناخت محیط جدید، همانندسازی و در نهایت سازگاری با جامعه میزبان را تجربه میکنند؛ در حالی که نسل دوم که در ایران متولد یا بزرگ شدهاند، تجربه ورود به کشور جدید را ندارند و بیشتر در فرآیند جامعهپذیری در محیط ایران شکل گرفتهاند. وی افزود: مهاجران نسل اول بیشتر در پی حفظ ارزشهای جامعه مبدأ هستند، در حالی که نسل دوم گرایش بیشتری به ارزشهای جامعه مقصد نشان میدهد. زندی همچنین به موضوع هویت در میان نسلهای مختلف مهاجران پرداخت و گفت نسل اول معمولاً تجربه ورود، دوری از خانه و تلاش برای سازگاری با شرایط جدید را پشت سر میگذارد، اما نسل دوم که در جامعه میزبان رشد کرده است، با مسئله بازتعریف هویت خود و نسبت میان تعلق به جامعه مبدأ و مقصد مواجه میشود. وی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد که شکلگیری ادغام فرهنگی و سازگاری اجتماعی مهاجران نیازمند توجه همزمان به عوامل فردی، اجتماعی، فرهنگی و ساختاری است و نمیتوان این فرآیند را تنها با یک عامل توضیح داد. در پایان این نشست، بخش پرسش و پاسخ برگزار شد و حاضران درباره موضوعاتی همچون نقش مرزهای سیاسی در شکلگیری هویت مهاجران، آگاهی نسلهای جدید مهاجران از تاریخ مشترک ایران و افغانستان و چالشهای هویتی نسل دوم مهاجران به گفتوگو پرداختند.
آخرین اخبار









درگذشت دکتر رضا کیانی، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور


