نابرابری فضایی و مهاجرت از مناطق مرزی؛ انتقال پایتخت در ایران از منظر چالشها و تجربههای جهانی
در سی و چهارمین پیشنشست تخصصی «پویاییهای مهاجرت داخلی در ایران؛ الگوهای جمعیتی، فضایی و الزامات سیاستگذاری» از سلسلهپیشنشستهای همایش بینالمللی «حکمرانی جمعیت و خانواده در شکلدهی جوامع آینده» که به همت مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور و با همکاری دانشگاه جامع امام حسین(ع) و انجمن جمعیتشناسی ایران برگزار شد، دکتر ولیالله رستمعلیزاده به بررسی روندها و عوامل مؤثر بر مهاجرت داخلی، نقش نابرابریهای فضایی و منطقهای در جابهجایی جمعیت و پیامدهای تمرکز جمعیت پرداخت و در ادامه، دکتر محمود مشفق با تمرکز بر موضوع انتقال پایتخت، تجربه کشورهای مختلف، الزامات و چالشهای این سیاست را تشریح کرد.
در ابتدای این نشست، دکتر فاطمه تنها، استادیار گروه جمعیتشناسی دانشگاه تهران و دبیر نشست، با اشاره به سه مؤلفه اصلی تغییرات جمعیتی شامل باروری، مرگومیر و مهاجرت، بر نقش فزاینده مهاجرت در بازتوزیع جمعیت کشور تأکید کرد. وی با مرور روند مهاجرت داخلی در ایران، به مهاجرتهای ناشی از جنگ در دهه ۱۳۶۰، بازگشت مهاجران در دهه ۱۳۷۰ و افزایش مهاجرتهای تحصیلی و شغلی در دهه ۱۳۸۰ اشاره کرد. تنها همچنین با تشریح دو رویکرد کارکردگرایانه و تاریخی ـ ساختاری، توسعه نامتوازن و نابرابری فضایی را از عوامل مهم شکلگیری مهاجرت دانست و به عوامل دافعه مبدأ و جاذبه مقصد پرداخت. وی تهران را به دلیل تمرکز فرصتهای شغلی، آموزشی، درمانی و امکانات، از مقاصد مهم مهاجرتی کشور عنوان کرد و در عین حال، پیامدهای تمرکز جمعیت از جمله ترافیک و آلودگی هوا را مورد توجه قرار داد. تنها در ادامه، موضوع انتقال برخی سازمانها و کارکردهای اداری و همچنین امکان انتقال پایتخت را بهعنوان یکی از راهکارهای مطرح برای کاهش تمرکز مورد اشاره قرار داد.
نابرابری فضایی؛ محرک مهاجرت از مناطق مرزی
در ادامه، دکتر ولیالله رستمعلیزاده، دانشیار مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، در ارائهای با عنوان «نابرابریهای فضایی و منطقهای و مهاجرت از مناطق مرزی ایران»، به بررسی وضعیت نابرابریهای فضایی و ارتباط آن با مهاجرت در مناطق مرزی پرداخت. وی با اشاره به اینکه توسعه نامتوازن در ساختار فضایی کشور وجود دارد، توضیح داد که تمرکز جمعیت، سرمایه و امکانات در برخی مناطق، تفاوتهایی را در زمینه درآمد، اشتغال، خدمات، زیرساختها و فرصتهای توسعه ایجاد کرده است. رستمعلیزاده با اشاره به دادههای سرشماری سال ۱۳۹۵، بیان کرد که مناطق دارای سطح پایینتر توسعه عمدتاً در بخشهایی از جنوبشرق، شرق، غرب و جنوبغرب کشور قرار دارند. به گفته وی، نابرابریهای فضایی میتواند بهعنوان یکی از عوامل شکلدهنده جریانهای مهاجرتی عمل کند و تفاوت در فرصتهای شغلی، درآمد، خدمات و کیفیت زندگی، جابهجایی جمعیت از مناطق کمترتوسعهیافته به سمت محورهای توسعه را افزایش میدهد.وی با بررسی الگوی خالص مهاجرت در مناطق مرزی اظهار کرد که در بسیاری از شهرستانهای شرقی، جنوبغربی و شمالغربی، خالص مهاجرت منفی بوده است، در حالی که خالص مهاجرت مثبت بیشتر در مناطق مرکزی کشور مشاهده میشود. رستمعلیزاده همچنین به تفاوت میان مناطق مرزی زمینی و دریایی اشاره کرد و گفت مهاجرت از مناطق مرزی زمینی بیشتر از مناطق مرزی دریایی است. این پژوهشگر با بیان اینکه اثر عوامل مختلف بر مهاجرت در همه مناطق یکسان نیست، توضیح داد که عوامل اقتصادی، ساختار جمعیتی و تراکم جمعیت از مهمترین عوامل مرتبط با خالص مهاجرت هستند و میزان اثرگذاری آنها در مناطق مختلف تفاوت دارد. وی همچنین بر اهمیت توجه به شرایط خاص هر منطقه در سیاستگذاری تأکید کرد و گفت نمیتوان برای همه مناطق مرزی یک سیاست واحد در نظر گرفت. رستمعلیزاده در پایان، کاهش نابرابریهای درونمنطقهای، تقویت سرمایهگذاری و اشتغال، توسعه کارآفرینی، توجه به اشتغال روستایی و کشاورزی نوین و تقویت زیرساختهای آموزشی و بهداشتی را از جمله محورهای مورد توجه در سیاستگذاری مناطق مرزی برشمرد و بر حرکت از سیاستهای یکسان به سمت سیاستگذاری مکانمحور تأکید کرد.
انتقال پایتخت؛ تجربههای جهانی و الزامات سیاستگذاری
در بخش پایانی نشست، دکتر محمود مشفق، دانشیار جمعیتشناسی دانشگاه علامه طباطبائی، با موضوع «امکانسنجی انتقال پایتخت در ایران» به بررسی پیامدهای تمرکز جمعیت و فعالیتها در تهران و تجربه کشورهای مختلف در جابهجایی پایتخت پرداخت. وی با اشاره به انباشت مسائل اجتماعی، اقتصادی و محیطزیستی در تهران، از جمله آلودگی هوا، کمبود آب، فرونشست زمین و مخاطرات زلزله، گفت انتقال پایتخت در کشورهای مختلف با اهداف و الگوهای متفاوتی دنبال شده است.مشفق انتقال پایتخت را در قالبهایی از جمله انتقال کامل مرکز سیاسی و اداری، ایجاد پایتختهای دوگانه یا چندگانه و انتقال بخشی از کارکردهای اداری و سیاسی به منطقهای جدید در نزدیکی پایتخت موجود تشریح کرد و با بررسی تجربه ۱۰ کشور، نمونههایی از این الگوها را مورد توجه قرار داد. وی توضیح داد که انتقال پایتخت در برخی کشورها با اهداف سیاسی، امنیتی و ژئوپلیتیکی انجام شده و در نمونههای جدیدتر، مسائل محیطزیستی و ایجاد شهرهای سبز و هوشمند نیز مورد توجه قرار گرفته است. وی همچنین با اشاره به تجربه کشورهای مختلف، هزینههای بالا، طولانی شدن اجرای طرحها، کمبود منابع مالی، وابستگی به پایتخت قدیم، مشکلات زیرساختی، مسکن و حملونقل و مقاومت کارکنان دولت در برابر جابهجایی را از جمله چالشهای انتقال پایتخت برشمرد. مشفق تأکید کرد در صورت نبود سیاستهای مکمل برای کنترل رشد جمعیت، توسعه زیرساختها و مدیریت کاربری زمین، ممکن است بخشی از مشکلات پایتخت قدیم در پایتخت جدید نیز تکرار شود. این استاد دانشگاه در جمعبندی سخنان خود، با توجه به تجربههای بینالمللی، انتقال پایتخت را بهتنهایی راهکاری برای حل معنادار مشکلات تهران ندانست و بر ضرورت وجود اجماع، مشارکت ذینفعان، نهادهای مشخص و پاسخگو، چارچوب قانونی روشن و هماهنگی میان سیاستهای مختلف برای اجرای چنین طرحی تأکید کرد.
آخرین اخبار









درگذشت دکتر رضا کیانی، عضو هیئت علمی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور


