آخرین نشست تخصصی انجمن جمعیتشناسی ایران در سال ۱۳۹۵ با سخنرانی دکتر محمدجلال عباسی شوازی، استاد دانشگاه تهران و رئیس مؤسسه ملی مطالعات جمعیتی و با حضور اساتید، دانشجویان و علاقمندان حوزه جمعیتشناسی روز شنبه ۰۷/۱۲/۱۳۹۵ برگزار شد. موضوع این نشست، مهاجرت غیرمتعارف مهاجرین افغانستانی از ایران به اروپا و استرالیا بود. در ابتدای جلسه، دکتر محمد میرزایی، رئیس انجمن جمعیتشناسی ایران، ضمن خوشامدگویی به شرکتکنندگان، از زحمات بیوقفه دکتر عباسی شوازی در راستای پیشبرد دانش جمعیتشناسی در کشور قدردانی نمودند. در ادامه، دکتر عباسی با سپاس از تلاشهای ارزشمند رئیس محترم انجمن جمعیتشناسی ایران، به ارائه سخنرانی که برگرفته از نتایج تحقیقی که ایشان با همکاری تیم تحقیقاتی ملی و بینالمللی در سال ۲۰۱۵ در دانشگاه تهران و دانشگاه ملی استرالیا انجام شده بود پرداختند.
دکتر عباسی شوازی با ارائه تصویری کلی از مهاجرتهای ارادی و اجباری بیان کردند که همواره بخشی از افراد و جمعیت دنیا با در دست داشتن گذرنامه و مدارک هویتی، به صورت ارادی، آگاهانه، داوطلبانه، با داشتن مقصد مشخص و با سیر مراحل قانونی اقدام به مهاجرت میکنند و عمده این مهاجرتها از کشورهای در حال توسعه به کشورهای توسعهیافته صورت میگیرد؛ اما در این میان، عدهای هستند که برعکس، بدون شناسنامه، گذرنامه و مدارک، غیرداوطلبانه، بدون آگاهی و به اجبار سرزمین خودشان را ترک نموده و در دنیایی تاریک و با ناامیدی به مقصدی نامعلوم حرکت میکنند. وضعیت این افراد به گونهای است که حتی از جان خودشان نیز میگذرند. این مهاجرتها اجباری و بخشی از آنها غیر متعارف است.
ایشان بیان داشتند که علیرغم اهمیت موضوع، عمده تحقیقات بر روی مهاجرتهای داوطلبانه صورت گرفته و مهاجرتهای اجباری کمتر مورد بررسی قرار گرفته است. این مهاجرتها به لحاظ حجم، قابلتوجه بوده و پیامدهای متفاوت ملی و بینالمللی گستردهای دارد. به عنوان مثال، مهاجرتهای غیرمتعارف از مکزیک به آمریکا که امروزه موضوع بحث و مناقشه در آمریکا شده است. علاوه بر آن، مهاجرتهای اجباری و غیرمتعارفی نیز در خاورمیانه وجود دارد که مثال بارز آن مهاجرت سوریهای ها است. طبق برآوردها، حدود نیمی از جمعیت سوریه یا آواره هستند یا به صورت اجباری به کشورهای همسایه از جمله اردن، لنبان، ترکیه، و عراق مهاجرت کرده و برخی نیز به کشورهای اروپایی مهاجرت کردهاند. این مهاجرتها به لحاظ خطرات جانی، ابعاد مالی افراد مهاجر، کسانی که با راهاندازی صنعت قاچاق انسان از این جریانات مهاجرتی سود میبرند، منابع انسانی، تکنولوژیهای ارتباطی بین مهاجرین، ملاحظات سیاسی و… حائز اهمیت هستند. در این مهاجرتها متوسط طول مدت آوارگی حدود ۱۷ سال است. بنابراین لازم است که الگوهای مختلف، گوناگونی، شدت، انگیزهها و جمعیتشناسی این مهاجرتها بررسی و شناسایی شوند.
نایب رئیس انجمن جمعیتشناسی ایران، با استناد به آمارهای کمیساریای عالی پناهندگان بیان داشتند که در سال ۲۰۱۵ حدود ۶۳ میلیون نفر به عنوان مهاجرین اجباری در سطح جهان شناخته شدند، که از این تعداد، ۱۶ میلیون نفر پناهنده، سه میلیون نفر پناهجویان، و حدود ۴۱ میلیون نفر آواره داخلی بودند. همچنین از این ۶۳ میلیون، ۲۹ میلیون مربوط به آسیا هستند و از این ۲۹ میلیون، ۲۸ میلیون آنها از ده کشور آسیایی سوریه، عراق، افغانستان، یمن، پاکستان، میانمار، آذربایجان، فیلیپین، ویتنام و گرجستان نشأت گرفتهاند. در مجموع، ۴۶ درصد کل جمعیت تحت پوشش کمیساریا، و ۶۰ درصد پناهندگان مربوط به آسیا هستند. افزایش تعداد آوارگان طی سالهای اخیر ناشی از جنگهای داخلی در خاورمیانه بوده است. لازم به ذکر است که آمار واقعی این نوع مهاجرتها به مراتب بیشتر از آمار و ارقام رسمی منتشر شده است، چرا که خیلی از مهاجرین ممکن است یا تحت پوشش نباشند و یا ثبت نشوند.
استاد جمعیتشناسی دانشگاه تهران در ادامه به موجهای عمده مهاجرتهای غیرمتعارف پرداختند. ایشان گفتند که افغانستان طی سه دهه اخیر اولین کشوری بوده که بالاترین تعداد پناهندگان و مهاجرتهای اجباری را داشته است و از سال ۲۰۱۳ به بعد کشور سوریه رتبه اول این مهاجرین را به خود اختصاص داده است. مهاجرین افغانستانی به خاطر مهاجرتهای غیرمتعارفی که داشتهاند در کانون توجه کشورهای مختلف بودهاند. سال ۲۰۱۲ اوج مهاجران افغانستانی به استرالیا بود، ولی در سال ۲۰۱۵، با وضع قوانین و سیاستهای محدودکننده در کشور استرالیا، مهاجرین افغانستانی یکی از موجهای مهاجرت غیرمتعارف به اروپا را تشکیل دادند. بخشی این مهاجران با گذر از ایران، ترکیه و یونان به اروپا رفتند. بخش دیگری از آنها هم که در ایران بهسر میبردند، به ترکیه و یونان و نهایتاً اروپا رفتند. موج دیگر هم مهاجرینی هستند که از سوریه و برخی کشورهای آفریقایی به اروپا رفتند.
دکتر عباسی شوازی در ادامه بحث به طرح سئوالاتی پرداختند که نیازمند بررسی است: مهاجرین غیر متعارف چه کسانی هستند؟ چگونه و چرا مهاجرت میکنند؟ منابع اطلاعاتی این مهاجرین چیست؟ تصمیمگیری آنها برای مهاجرت به چه شکلی صورت می پذیرد؟ و اینکه شبکههای مختلف خانوادگی و دوستان چه نقشی در این مهاجرتها دارند؟ و با توجه به اینکه مهاجران افغانستانی و بهویژه مهاجرینی که در ایران بهسر میبرند یکی از منابع اصلی مهاجرتهای غیر متعارف به شمار میروند، مطالعه رفتارهای مهاجرتی و نگرشهای آنان میتواند به شناخت عمیقتر الگوهای مهاجرتهای اجباری و غیر متعارف کمک کند.
ایشان با طرح این سئوالات، به ذکر آمارها و برخی ویژگیهای مهاجران افغانستانی که بیش از سه دهه در ایران حضور داشتهاند نیز پرداختند. بر این اساس و طبق آمارهای سرشماری سال ۱۳۹۰، از حدود یک میلیون و پانصد هزار نفر اتباع خارجی، ۹۴ درصد آنها مهاجرین افغانستانی بودهاند. بر اساس آمارهای رسمی و غیررسمی، حدود ۹۵۰ هزار نفر از مهاجرین افغانستانی در ایران دارای کارت آمایش، و بهعنوان پناهنده محسوب میشوند؛ حدود ۵۰۰ هزار نفر آنها مهاجر کار هستند، و بین یک میلیون تا یک میلیون و پانصد هزار نفر نیز افراد فاقد مدرک محسوب میشوند. این مهاجران ساخت نسبتاً جوانتری نسبت به ساخت سنی جمعیت ایران دارند. الگوی سکونت آنها تقریباً شبیه ایرانیها است و حدود ۷۰ درصد آنها در نقاط شهری ساکن هستند. حدود نیمی از این مهاجران متولد ایران هستند. عمده تمرکز آنها در فلات مرکزی ایران است. طی سه دهه اخیر نیز سطح سواد و تحصیلات آنها افزایش یافته و سطح سواد نسل دوم نسبت به نسل اول آنها به ایرانیها نزدیک شده است. اما علیرغم این، الگوی اشتغال آنها متفاوت از جامعه ایران است، چرا که به لحاظ نوع مهاجرت آنها که بخشی از آن غیرمتعارف است و نیز قوانینی که در مورد جذب آنها در مشاغل خاص وجود دارد، الگوی شغلی آنها متفات است.
دکتر عباسی شوازی در ادامه با اشاره به دو تحقیق انجام شده در ایران در ارتباط با مهاجران افغانستانی، به چهار الگوی انطباق و سکونت آنها در ایران (همانند شدن، جدایی، انطباق و حاشیهگزینی) پرداختند و بر اساس نتایج این پژوهشها اشاره کردند که نوع انطباق مهاجرین افغانستانی با الگوی مهاجرتی آنها ارتباط دارد. سپس، ایشان نتایج مطالعه خود و همکارانشان در سال ۲۰۱۵ که در در چهار شهر تهران، مشهد، اصفهان و قم انجام شده است را تشریح نمودند.
بر اساس نتایج مطالعه فوق، متوسط طول سالهایی که این مهاجران در ایران بودهاند، ۲۱ سال بوده و بهطور میانگین حدود ۴ سال در منزل فعلی (زمان تحقیق) زندگی میکردهاند. همچنین عمده این مهاجران اعلام کردهاند که در دو سال آینده به احتمال کم یا بسیار کم در همان منزل سکونت خواهد داشت. حدود دو سوم آنها به اینترنت دسترسی داشتهاند. منابع اطلاعات آنها در مورد مقصد الگوهای متفاوتی داشته که بالاترین آن (۲۹ درصد) دوستان و آشنایان در کشور دیگر بوده و بعد از آن، اعضای خانواده و خویشاوندان، دوستانی که اینجا هستند و نیز اینترنت بوده است. مقاصدی که مهاجران دنبال میکردهاند نیز اروپا (حدد ۵۰ درصد)، استرالیا (۲۸ درصد)، ترکیه، کانادا و برخی کشورهای دیگر بوده است. حدود ۸۵ درصد از این مهاجرین برای مهاجرت خود الگوی غیرقانونی و غیرمتعارف را برشمرده و علت انتخاب این الگو را نیز سخت بودن شرایط مهاجرت قانونی، نداشتن شرایط، زمانبر و هزینهبر بودن روش قانونی، دسترسی آسان به قاچاقچیان انسان و… را ذکر کردهاند. نتایج مطالعه نشان داده که این مهاجران با انتخاب الگوی غیر متعارف مهاجرت، با صرف هزینه و زمان کمتری به مقصد خود میرسند و نکته مهم اینکه ۴۹ درصد این مهاجران با موفقیت به مقصد رسیدهاند، ۹ درصد در مسیر رسیدن و در کشور ثالث هستند، ۱۵ درصد آنها ناموفق بوده و بازگشت داده شدند، و ۲۶ درصد آنها نیز هنوز کشور را ترک نکرده بودند.
رئیس مؤسسه ملی مطالعات جمعیتی، دلیل اصلی اقدام به مهاجرت این افراد را مسایل اقتصادی و شرایط زندگی برشمردند و از جمله دلایل انتخاب کشورهای مقصد توسط مهاجران را به ترتیب، شرایط بهتر آموزش، امکان بیشتر گرفتن تابعیت، شغل بهتر، پذیرش بهتر، درآمد بالاتر، و امنیت بیشتر برشمردند که این الگوها برای کشورهای مقصد تقریباً مشابه بوده است. ایشان با توجه به نتایج تحقیق بیان کردند که چنانچه مقصد مهاجرتی و نوع مهاجرت آنها در نظر گرفته شود، کسانی که به استرالیا و اروپا رفتهاند، بیشتر روشهای غیرقانونی را دنبال کردهاند.
دکتر عباسی شوازی اشاره کردند که بخشی از تحقیق نیز به روش کیفی بر روی نسل دوم مهاجران افغانستانی انجام شده و نگرش این نسل در مورد افغانستان و دلایل مهاجرت بررسی شده است. پاسخگویان به بدتر شدن وضعیت امنیت در افغانستان طی سالهای اخیر، ظهور مجدد طالبان و داعش، ناامنی برای زنان، تبعیض علیه هزارهها، بیکاری و ناامنی اقتصادی اشاره کردهاند. ایشان گفتند که با بهوجود آمدن چنین شرایطی در سالهای اخیر، بازگشت مهاجرین به افغانستان بسیار کند شده و تجربه نشان داده تا زمانی که نابرابری اقتصادی بین مبدأ و مقصد وجود دارد، مهاجرتهای غیرمتعارف ادامه خواهد داشت و بستن مرزها خیلی نمیتواند مؤثر باشد و تا زمانی که شرایط در افغانستان مساعد نباشد، حتی بازادغام مهاجرین بازگشته در وطن آنها نیز با مشکلاتی همراه خواهد بود.
نایب رئیس انجمن جمعیتشناسی ایران در بخش پایانی سخنرانی خود، با اشاره به وجود خلاءهای تحقیقاتی در حوزه مهاجرتهای غیرمتعارف و همچنین عدم سیاستگذاری بر مبنای تحقیقات صورت گرفته، بر لزوم انجام تحقیقات مؤثر و سیاستگذاریهای مبتنی بر مطالعات علمی تأکید نمودند. ایشان با اشاره به اینکه، در کشورهای مختلف، مراکز مطالعاتی مهاجرت و پناهندگان اجباری وجود دارد، بر لزوم تأسیس چنین مرکزی در ایران تأکید نمودند و بیان کردند که در دانشگاه تهران و مؤسسه مطالعات جمعیتی در تلاشیم تا تحقیقات این حوزه را گسترش دهیم و با دستگاههای سیاستگذاری تعامل داشته باشیم. ایشان اظهار خشنودی کردند که در ماههای اخیر در سند راهبردی و برنامه اقدام مؤسسه مطالعات جمعیتی، تأسیس گروه پژوهشی با محوریت مهاجرتهای بینالمللی و پناهندگان پیشنهاد و تصویب شده است، و ان شاالله در سال آینده این گروه فعالیتهای علمی و پژوهشی خود را آغاز خواهد کرد.
جلسه سخنرانی با پرسش و پاسخ پایان یافت.










