نشست علمی-تخصصی “نابرابری های زمانی در ایران” برگزار شد
نشست علمی-تخصصی “نابرابری های زمانی در ایران: از فشار زمانی تا فقر زمانی” در روز چهارشنبه 31ام تیرماه ۱۴۰۵ ، در محل سالن جلسات موسسه تحقیقات جمعیت کشور با سخنرانی خانم دکتر فاطمه ترابی ، استاد تمام جمعیت شناسی دانشگاه تهران و معاون پژوهشی موسسه و آقای دکتر عادل عبدالهی دانشیار جامعه شناسی موسسه برگزار شد.
دکتر ترابی، معاون موسسه تحقیقات جمعیت کشور
یکچهارم جمعیت شهری ایران با فقر زمانی مواجهاند/اشتغال مهمترین عامل تشدیدکننده این پدیده است
نتایج پژوهشها درباره «فقر زمانی» در ایران نشان میدهد به طور میانگین نزدیک به یکچهارم جمعیت شهری کشور در وضعیت فقر زمانی قرار دارند؛ پدیدهای که اگرچه در ادبیات جهانی بیشتر به زنان نسبت داده میشود، اما در ایران مردان بیش از زنان آن را تجربه میکنند. پژوهشگران همچنین اشتغال، حضور فرزندان خردسال و برخی ویژگیهای خانوادگی را از مهمترین عوامل مؤثر بر فقر زمانی در کشور معرفی کردند.
به گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات جمعیت کشور، دکتر فاطمه ترابی، عضو هیات علمی دانشگاه تهران و معاون مؤسسه در نشست علمی «نابرابریهای زمانی در ایران؛ از فشار زمانی تا فقر زمانی» با ارائه گزارشی با عنوان «سنجش فقر زمانی جمعیت شهری کشور: شاخصها، روندها و همبستههای فردی ـ خانوادگی»، به ارزیابی و بررسی ابعاد فقر زمانی، روند تغییرات آن و عوامل مؤثر بر این پدیده در جامعه شهری ایران پرداخت.
زمان؛ بعد مغفول رفاه اجتماعی
به گفته دکتر ترابی، بر اساس نتایج پژوهش و نیز مرور ادبیات حوزه جمعیت شناسی، در ادبیات نوین رفاه و توسعه، ارزیابی کیفیت زندگی دیگر صرفاً بر شاخصهای درآمدی و پولی استوار نیست و «زمان» به عنوان منبعی محدود و تجدیدناپذیر، یکی از شاخصهای مهم رفاه، سلامت و آزادی فردی محسوب میشود. در این چارچوب، فقر زمانی به وضعیتی اطلاق میشود که افراد پس از انجام فعالیتهای شغلی و مسئولیتهای خانگی و مراقبتی، زمان کافی برای استراحت، بازتوانی و فراغت در اختیار نداشته باشند.
براین اساس، پژوهشگران و متخصصان حوزه جمعیت شناسی معتقدند بررسی این موضوع در ایران، با توجه به فشارهای اقتصادی سالهای اخیر، تقسیم کار جنسیتی، مشارکت پایین اقتصادی زنان و کمبود مطالعات تجربی در این حوزه، از اهمیت ویژهای برخوردار است.
معاون موسسه تحقیقات جمعیت کشور در ادامه افزاد: آنچه در این گزارش ارائه می شود، حاصل نتایجی است که از تحلیل ثانویه دادههای سه دوره پیمایش ملی گذران وقت مناطق شهری ایران در سالهای ۱۳۸۷-۱۳۸۸، ۱۳۹۳-۱۳۹۴ و ۱۳۹۸-۱۳۹۹ بدست آمده است. ضمن آنکه برای سنجش فقر زمانی، دو رویکرد «کار بیش از حد معمول» و «کمبود زمان فراغت» مورد استفاده قرار گرفت و ابعاد مختلف این پدیده نیز با بهرهگیری از شاخص فاستر، گریر و توربک (FGT) شامل نسبت سرشمار، شکاف فقر زمانی و شدت فقر زمانی اندازهگیری ش است.
روند U شکل فقر زمانی در ایران
براساس پژوهش های فوق الذکر، نتایج نشان می دهد به طور میانگین ۲۳.۷ درصد جمعیت شهری ایران طی دوره ۱۲ ساله مورد مطالعه دچار فقر زمانی بودهاند. همچنین بررسی روند زمانی نیز نشان میدهد شیوع این پدیده از ۲۴.۲ درصد در سال ۱۳۸۷ به ۱۹.۸ درصد در سال ۱۳۹۳ کاهش یافته، اما در سال ۱۳۹۸ بار دیگر به ۲۴.۵ درصد افزایش یافته است؛ روندی که به اعتقاد پژوهشگران با تغییرات شاخصهای کلان اقتصادی و فشارهای معیشتی همخوانی دارد. با اینحال شایان ذکر است که شدت بسیار بالای فقر زمانی در جامعه شهری ایران چندان فراگیر نیست و اختلاف قابل توجهی نیز میان افراد مبتلا به فقر زمانی مشاهده نمیشود.
مردان بیش از زنان فقیر زمانی هستند
براساس اظهارات دکتر ترابی، یکی از یافتههای قابل توجه این پژوهش، تفاوت الگوی ایران با نتایج مطالعات بینالمللی است. برخلاف بسیاری از کشورهای جهان که فقر زمانی عمدتاً پدیدهای زنانه محسوب میشود، در ایران میزان شیوع و شدت فقر زمانی در تمام دورههای مورد بررسی در میان مردان بیشتر از زنان بوده است؛ به گونهای که ۶۴.۲ درصد افراد فقیر زمانی را مردان و ۳۵.۸ درصد را زنان تشکیل میدهند. پژوهشگران این وضعیت را ناشی از نرخ پایین مشارکت اقتصادی زنان، الگوی سنتی «مرد نانآور» و سهم بالای اشتغال بازار در ایجاد فقر زمانی میدانند.
اشتغال؛ مهمترین عامل فقر زمانی
دکتر ترابی در بخش دیگری از سخنان خود به بررسی عوامل تشدید کننده فقر زمانی پرداخت و افزود: بررسی همبستههای فردی و خانوادگی نشان میدهد اشتغال، مهمترین عامل پیشبینیکننده فقر زمانی در ایران است. بر اساس یافتههای پژوهش، احتمال ابتلا به فقر زمانی برای مردان شاغل تا ۴۱.۸ برابر و برای زنان شاغل تا ۷.۵ برابر افزایش مییابد. همچنین اگرچه در مدل اولیه، احتمال فقر زمانی زنان حدود نصف مردان برآورد شده است، اما پس از کنترل متغیر اشتغال، زنان ۸۵ درصد بیش از مردان همتای خود در معرض فقر زمانی قرار میگیرند.
نقش سن، تحصیلات و خانواده
به گفته دکتر ترابی، نتایج این مطالعات همچنین نشان میدهد بیشترین احتمال ابتلا به فقر زمانی در میان مردان در گروه سنی ۳۵ تا ۴۴ سال مشاهده میشود و به طور کلی بیشترین شیوع و شکاف فقر زمانی در سنین ۴۰ تا ۵۹ سالگی رخ میدهد. از سوی دیگر، برخورداری از تحصیلات دانشگاهی احتمال فقر زمانی را برای زنان و مردان حدود ۴۰ درصد کاهش میدهد.
همچنین حضور کودک زیر هفت سال در خانواده، احتمال فقر زمانی را برای مردان ۱۱ درصد و برای زنان ۵۹ درصد افزایش میدهد. در مقابل، وجود چند عضو شاغل در خانواده احتمال ابتلا به فقر زمانی را ۱۷ درصد کاهش میدهد. نتایج همچنین نشان میدهد تأهل تنها برای زنان با افزایش احتمال فقر زمانی همراه است.
پیشنهادهایی برای سیاستگذاری و پژوهش
این پژوهشگر و متخصص حوزه جمعیت کشور در پایان توسعه مطالعات فقر زمانی در کشور را ضروری دانسته و پیشنهاد کرده که انجام پیمایش های یکپارچه با هدف به روز رسانی نتایج فوق و نیز انجام چنین پژوهش هایی در مناطق روستایی به ویژه با رویکردهای ترکیبی به طراحی سیاستهای مؤثرتر در حوزه رفاه اجتماعی، اشتغال، خانواده و ارتقای کیفیت زندگی شهروندان کمک کند.
دکتر عبدالهی، عضو هیات علمی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور
«فشار زمانی» سرپرستان خانوارهای ایرانی؛ مسئلهای فراتر از کمبود وقت
دکتر عادل عبدالهی، دانشیار جامعهشناسی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، در نشست علمی–تخصصی «نابرابریهای زمانی در ایران؛ از فشار زمانی تا فقر زمانی» با ارائه نتایج یک پژوهش با عنوان «فشار زمانی سرپرستان خانوارهای ایرانی و دلالتهای سیاستی آن» به بررسی ابعاد مختلف این پدیده و پیامدهای آن برای سیاستگذاری اجتماعی پرداخت.
به گزارش روابط عمومی موسسه تحقیقات جمعیت کشور، وی در ابتدای سخنان خود با بیان اینکه فشار زمانی یکی از مهمترین چالشهای زندگی معاصر است، اظهار کرد: فشار زمانی صرفاً به معنای کمبود زمان نیست، بلکه به ناتوانی افراد در ایجاد تعادل میان مسئولیتهای شغلی، خانوادگی و شخصی اشاره دارد. به گفته وی، این پدیده علاوه بر تأثیر بر سلامت جسمی و روانی افراد، بر کیفیت روابط خانوادگی، تربیت فرزندان، مشارکت اجتماعی و حتی تصمیمگیری درباره فرزندآوری نیز اثرگذار است.
دکتر عبدالهی با اشاره به اینکه این پژوهش بر اساس دادههای طرح آمارگیری گذران وقت سالهای ۱۳۹۸ و ۱۳۹۹ انجام شده است، افزود: نتایج نشان میدهد فشار زمانی محصول تعامل مجموعهای از عوامل فردی، خانوادگی، اقتصادی، محیطی و فناورانه است و نمیتوان آن را تنها به یک عامل خاص نسبت داد. از این رو، کاهش این پدیده نیز مستلزم اتخاذ سیاستهای چندبعدی و هماهنگ است و مداخلات تکبعدی پاسخگوی پیچیدگی آن نخواهد بود.
سن، جنسیت و وضعیت تاهل فاکتورهای اثرگذار در «فشار زمانی» هستند
وی یکی از مهمترین یافتههای پژوهش را ارتباط میان افزایش سن و افزایش فشار زمانی عنوان کرد و گفت: برخلاف تصور رایج که با افزایش سن و کاهش مسئولیتهای شغلی، فرصت بیشتری برای استراحت و فراغت فراهم میشود، نتایج پژوهش نشان میدهد سرپرستان خانوار در سنین بالاتر همچنان با فشار زمانی بیشتری مواجه هستند. این وضعیت میتواند ناشی از استمرار مسئولیتهای خانوادگی، مراقبت از اعضای خانواده، ایفای نقش در خانواده گسترده و افزایش تعهدات اجتماعی باشد. به گفته وی، سیاستهای مرتبط با سالمندی نباید صرفاً بر حمایتهای درمانی و اقتصادی متمرکز باشند، بلکه لازم است برنامههایی برای کاهش بار مراقبتی سالمندان و توسعه خدمات حمایتی نیز در دستور کار قرار گیرد.
دانشیار جامعهشناسی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور با اشاره به نقش جنسیت در تجربه فشار زمانی اظهار داشت: نتایج پژوهش نشان میدهد زنان، بهویژه زنان غیرشاغل، نسبت به مردان فشار زمانی بیشتری را تجربه میکنند. این یافته بیانگر آن است که اشتغال تنها منشأ فشار زمانی نیست و زنان غیرشاغل نیز به دلیل انجام همزمان وظایف خانهداری، مراقبت از فرزندان و رسیدگی به سایر اعضای خانواده با محدودیت زمانی قابل توجهی روبهرو هستند. وی افزود: توسعه خدمات مراقبت از کودک، گسترش خدمات حمایتی برای سالمندان، ترویج مشارکت بیشتر مردان در امور خانه و اصلاح نگرشهای فرهنگی درباره نقشهای جنسیتی میتواند در کاهش فشار زمانی زنان مؤثر باشد.
دکتر عبدالهی در ادامه به تأثیر وضعیت تأهل و تحصیلات بر فشار زمانی پرداخت و گفت: یافتههای پژوهش نشان میدهد اثر وضعیت تأهل بر فشار زمانی به وضعیت اشتغال افراد وابسته است. در میان افراد غیرشاغل، ازدواج با افزایش فشار زمانی همراه است، در حالی که در میان افراد شاغل، زندگی مشترک میتواند به دلیل تقسیم وظایف و بهرهگیری از حمایت همسر، فشار زمانی را کاهش دهد. همچنین، تحصیلات نیز در میان گروههای مختلف آثار متفاوتی دارد؛ بهگونهای که افراد شاغل با تحصیلات بالاتر فشار زمانی بیشتری را تجربه میکنند، اما در میان افراد غیرشاغل، تحصیلات بالاتر با کاهش فشار زمانی همراه است.
وی همچنین با اشاره به تغییر الگوی فشار زمانی در طول سال و روزهای مختلف هفته اظهار کرد: شاغلان در برخی فصول سال فشار زمانی بیشتری را تجربه میکنند که میتواند ناشی از افزایش فعالیتهای اقتصادی و اداری باشد. از سوی دیگر، برای بسیاری از افراد غیرشاغل، روزهای تعطیل الزاماً به معنای افزایش اوقات فراغت نیست، بلکه به دلیل افزایش فعالیتهای خانوادگی و مسئولیتهای مراقبتی، فشار زمانی بیشتری ایجاد میشود. به گفته وی، برنامهریزی تعطیلات، تنظیم ساعات کاری و توزیع خدمات عمومی باید با توجه به الگوهای واقعی استفاده از زمان در خانوادهها انجام شود.
دکتر عبدالهی با بیان اینکه شرایط سکونت نیز بر فشار زمانی اثرگذار است، خاطرنشان کرد: زندگی در آپارتمان و سکونت استیجاری، بهویژه برای افراد شاغل، با افزایش فشار زمانی همراه است. در مقابل، برخورداری از امکانات و تجهیزات رفاهی بیشتر در منزل میتواند بخشی از فعالیتهای روزمره را تسهیل کرده و زمان مورد نیاز برای انجام امور ضروری را کاهش دهد. بنابراین، سیاستهای حوزه مسکن و ارتقای کیفیت زندگی نیز میتوانند بهطور غیرمستقیم در کاهش فشار زمانی خانوارها نقش داشته باشند.
وی در ادامه به نقش فناوریهای دیجیتال اشاره کرد و گفت: اگرچه فناوری اطلاعات بسیاری از فعالیتهای روزمره را تسهیل کرده است، اما نتایج پژوهش نشان میدهد افزایش استفاده از اینترنت، بهویژه در میان افراد شاغل، با افزایش فشار زمانی همراه است. این وضعیت میتواند ناشی از گسترش مرزهای کار، افزایش دسترسپذیری دائمی افراد، تداخل فعالیتهای شغلی و شخصی و افزایش حجم اطلاعات دریافتی باشد. به گفته وی، توسعه سواد دیجیتال، آموزش مدیریت زمان در فضای مجازی و تدوین مقرراتی برای حفظ تعادل میان کار و زندگی در عصر دیجیتال از جمله اقداماتی است که میتواند به کاهش فشار زمانی کمک کند.
نیازمند باآرایی در سیاستهای مرتبط با خانواده و جمعیت هستیم!
دکتر عبدالهی در پایان با تأکید بر اینکه فشار زمانی صرفاً یک مسئله فردی نیست، اظهار داشت: این پدیده ریشه در ساختارهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی جامعه دارد و عواملی همچون سن، جنسیت، تحصیلات، وضعیت تأهل، شرایط سکونت، امکانات رفاهی، فناوریهای نوین و ویژگیهای خانوادگی در شکلگیری آن نقش دارند. وی افزود: نتایج این پژوهش میتواند مبنای ارزشمندی برای سیاستگذاران حوزه خانواده، اشتغال، رفاه اجتماعی، مسکن و سالمندی باشد و توسعه سیاستهای حمایت از تعادل کار و زندگی، کاهش نابرابری جنسیتی در تقسیم مسئولیتهای خانوادگی، گسترش خدمات مراقبتی، بهبود کیفیت سکونت، مدیریت آثار فناوریهای دیجیتال و توجه به نیازهای زمانی گروههای مختلف جمعیتی میتواند به کاهش فشار زمانی و ارتقای کیفیت زندگی سرپرستان خانوارهای ایرانی منجر شود.
آخرین اخبار

از مهاجرت تا سالمندی؛ روایت آینده شهرهای ایران

🎥پشت پرده کاهش بعد خانوار از خانواده ۵ نفره تا ۳ نفره

نشست علمی-تخصصی “نابرابری های زمانی در ایران” برگزار شد











