تحلیل الگوهای مصرف ایرانیان و ابعادجمعیت شناختی آن

150,000 تومان

دسته:
توضیحات

   بررسی میزان اختصاص زمان برای رسیدگی به امور فردی در برابر امور خانوادگی می تواند به شناسایی تغییرات صورت گرفته در الگوها و اولویت های مصرف زمان در بین گروه های مختلف جامعه کمک کند. تحلیل الگوی مصرف زمان در ابعاد فردی و خانوادگی در بین ایرانیان و ابعاد جمعیت شناختی آن موضوع پژوهش حاضر است. برای دستیابی به هدف پژوهش به سؤالات زیر پاسخ داده می شود؛ الگوی مصرف زمان در بین ایرانیان از چه ویژگی های اجتماعی و اقتصادی ای برخوردار است؟ چه ارتباطی بین الگوی مصرف زمان و ویژگی های زمینه ای و اجتماعی ایرانیان وجود دارد؟ آیا در بین گروه های مختلف جامعه تفاوت های معناداری در الگوی مصرف زمان وجود دارد و این تفاوت ها چه پیام های سیاستی را می تواند به دنبال داشته باشد؟ جامعۀ مورد مطالعه در این پژوهش برابر با جامعۀ هدف طرح آمارگیری گذران وقت ایرانیان است. طرح مذکور در پاییز و زمستان ۱۳۹۸ و بهار و تابستان ۱۳۹۹ در نقاط شهری کشور اجرا شد. در پژوهش حاضر به منظور دستیابی به شناخت و درکی بهتر از تفاوت ها و تشابهات موجود درخصوص الگوی مصرف، حجم نمونه در طرح آمارگیری گذران وقت ایرانیان به سه گروه ۱. افراد سرپرست خانوار؛ ۲. همسران و ۳. فرزندان (دختر/ پسر) تقسیم شدند. جامعۀ آماری سه گروه مذکور به ترتیب ۷۰۳۸ نفر، ۵۷۸۲ نفر و ۴۲۵۷ نفر است. یافته ها دلالت بر این دارد که با افزایش سن، میزان مصرف زمان برای امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده در بین دو گروه افراد سرپرست خانوار و همسران کمتر می شود، اما زمان اختصاص یافته به امور فردی و مراقبت از خود افزایش می یابد. افراد سرپرست خانواری که متأهل هستند، در مقایسه با سرپرست های خانوار مجرد زمان بیشتری را به امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده اختصاص می دهند؛ فرزندان مجرد در مقایسه با فرزندان متأهل زمان کمتری را به امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده اختصاص می دهند. افراد سرپرست خانوار بی سواد و دیپلم کمتر از افراد سرپرست خانوار بالاتر از دیپلم زمان صرف امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می کنند. افراد سرپرست خانوار بی سواد و زیردیپلم بیشتر از سرپرستان خانوار بالاتر از دیپلم زمان خود را به امور فردی و مراقبت از خود اختصاص می دهند. همسران بی سواد، دارای تحصیلات زیردیپلم و دیپلم در مقایسه با همسران با تحصیلات بالای دیپلم زمان کمتری را صرف امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می کنند. فرزندان زیردیپلم و دیپلم در مقایسه با فرزندان دارای تحصیلات بالاتر از دیپلم زمان بیشتری را به امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده اختصاص می دهند. افراد سرپرست خانوار شاغل و بیکار در مقایسه با سرپرست های خانوار خانه دار زمان کمتری را به امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می پردازند. فرزندان شاغل و بیکار در مقایسه با فرزندان خانه دار مدت کمتری را صرف امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می کنند. همسران در حال تحصیل نسبت به همسرانی که تحصیل نمی کنند زمان بیشتری را به امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده اختصاص می دهند. با ارتقای پایگاه اقتصادی افراد سرپرست خانوار، زمان اختصاص یافته به امور فردی و مراقبت از خود کاهش می یابد. با بالارفتن پایگاه اقتصادی همسران زمان آن ها کمتر صرف امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می شود. افراد سرپرست خانوار در روزهای تعطیل نسبت به روزهای غیرتعطیل زمان بیشتری را به امور فردی و مراقبت از خود اختصاص می دهند. همسران در روزهای تعطیل کمتر از روزهای غیرتعطیل زمان خود را صرف امور خانوادگی و مراقبت از اعضای خانواده می کنند. براساس نتایج پیشنهاد می شود کارهای مربوط به خانه و مراقبت از اعضای خانواده، به ویژه توسط زنان، به رسمیت شناخته شود و در تدوین سیاست های فرهنگی و اجتماعی تغییرات ارزشی و نگرشی در جامعه مورد توجه قرار گیرد. نظام سیاست گذاری به گونه ای عمل کند که به تعارض وظایف شغلی و وظایف خانوادگی در بین خانواده ها، به ویژه برای زنان منجر نشود. در سیاست گذاری فرهنگی به اشاعه و آموزش ارزش های دگرخواهانه در کنار ارزش های ناظر بر فردگرایی افقی (مثبت)، به ویژه در بین جوانان و مجردها توجه شود. زمینه های حضور گروه های مختلف اجتماعی، به ویژه زنان، در عرصه های عمومی فراهم شود و از پتانسیل و ظرفیت های اقشار مختلف جامعه نیز استفاده شود. با حمایت از سمن ها و مؤسسات خیریه،مکانیسم های حمایت اجتماعی و روابط خویشاوندی در جامعه تقویت شود و از این طریق بار مضاعف وظایف شغلی و خانوادگی برای خانواده ها تقلیل یابد. نظام سیاست گذاری جنسیتی از موضوع تبعیض جنسیتی نسبت به زنان خانه دار چشم پوشی نکند تا سبب شکل گیری هویت ها و جنبش های مقاومتی و اعتراضی در بین زنان نشود. در پایان می توان گفت تلاش برای نهادینه شدن نگرش های برابری خواهانه و مساوات طلب در فرهنگ عمومی جامعه و اتخاذ رویکردهای برابری جنسیتی در نظام سیاست گذاری از ضرورت های پیش روی جامعۀ ایران است.

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “تحلیل الگوهای مصرف ایرانیان و ابعادجمعیت شناختی آن”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .