مطالعۀ عوامل مؤثر بر شاخص فشار زمانی سرپرستان خانوارهای ایرانی

150,000 تومان

دسته:
توضیحات

   این پژوهش با هدف بررسی عوامل مؤثر بر شاخص فشار زمانی سرپرستان خانوارهای ایرانی به تفکیک وضعیت شغلی و براساس تحلیل ثانویۀ داده های “طرح آمارگیری گذران وقت ۱۳۹۸-۱۳۹۹ ” انجام شده است. فشار زمانی در این مطالعه نه صرفاً یک تجربۀ فردی، بلکه پدیده ای ساختاری و اجتماعی در نظر گرفته می شود که از تقاطع نیروهای کلان اقتصادی و فرهنگی، نهادهای میانجی خانوادگی و تجربه های زیستۀ فردی شکل می گیرد. چارچوب نظری پژوهش با اتکا به نظریۀ شتاب اجتماعی رزا، تقسیم بندی زمان داگفین آس، مفهوم بار مضاعف جنسیتی، چندوظیفگی و نظریۀ هزینه–فرصت بکر و لیندر تدوین شده و تلاش دارد تصویری نسبتاً روشن از عوامل مؤثر بر فشار زمانی ارائه دهد. جامعۀ آماری شامل ۱۲۷۵۶ سرپرست خانوار (پس از حذف موارد ناقص) بوده که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب و با استفاده از مدل های معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان می دهد که در بعد فردی، سن با افزایش فشار زمانی در هردو گروه شاغل و غیرشاغل رابطۀ مثبت دارد؛ زنان غیرشاغل نسبت به مردان غیرشاغل فشار بیشتری تجربه می کنند و تحصیلات تأثیری دوگانه دارد؛ برای غیرشاغلان عاملی کاهشی و برای شاغلان عامل افزایش فشار زمانی است. در بعد خانوادگی، وضعیت تأهل در غیاب اشتغال به افزایش فشار و در حضور اشتغال به کاهش آن می انجامد؛ همچنین فرزندان بزرگسال نقش حمایتی داشته و فشار زمانی والدین شاغل را کاهش می دهند. یافته ها نشان می دهد که روزهای تعطیل برخلاف تصور رایج، برای غیرشاغلان منبعی برای افزایش فشار زمانی است. در بعد فضایی و سکونتی، سکونت در آپارتمان های شهری با فشار زمانی بیشتر برای شاغلان همراه است و استیجاری بودن مسکن نیز الگویی دوگانه دارد: برای غیرشاغلان کاهنده و برای شاغلان افزایش فشار زمانی را در پی دارد، در حالی که مالکیت مسکن برای شاغلان عاملی حمایتی محسوب می شود. دسترسی به امکانات رفاهی و لوازم خانگی در هردو گروه موجب کاهش فشار زمانی شده است. در بعد زمانی، نتایج نشان می دهد که فشار زمانی در میان شاغلان الگویی فصلی دارد: بهار، تابستان و پاییز، فصول پرتنش و زمستان، فصل کم فشار است؛ در حالی که در میان غیرشاغلان، پاییز نسبت به زمستان با فشار کمتری همراه است. در بعد فناورانه، استفادۀ غیرهدفمند از اینترنت، به ویژه در میان شاغلان، موجب افزایش فشار زمانی شده و این رابطه را مفاهیمی همچون تکنواسترس، اعتیاد به اینترنت و الگوریتم های رسانه های اجتماعی توضیح می دهند. یافته ها نشان می دهند که فشار زمانی در ایران، همچون بسیاری از جوامع صنعتی و پساصنعتی، نه حاصل انتخاب های فردی، بلکه پیامد ساختارهای اجتماعی کلان همچون بازار کار، نقش های جنسیتی، الگوهای برخورداری از مسکن، سیاست های رفاهی، فناوری های دیجیتال و وضعیت خانوادگی است. درعین حال، عوامل فردی مانند سطح تحصیلات، مهارت های مدیریت زمان، الگوی استفاده از اینترنت و حمایت درون خانوادگی نیز نقش مهمی در شکل دهی به تجربۀ فشار زمانی دارند.این نتایج دلالت ها و الزامات سیاستی متعددی دارد؛ کاهش نابرابری جنسیتی در کار خانگی و مراقبتی، بازتعریف نقش تأهل در سیاست های رفاهی، طراحی برنامه های آموزشی مدیریت زمان و حمایت از غیرشاغلان تحصیلکرده، می تواند فشار زمانی را کاهش دهد. همچنین، تمایز میان والدین دارای فرزند خردسال و بزرگسال، مدیریت فصلی فشار زمانی و بازنگری در تصور سنتی از تعطیلات ضروری است. اصلاح الگوی سکونت شهری با توجه به ابعاد زمانی، سیاست گذاری هوشمند در بازار اجاره، افزایش دسترسی گروه های کم برخوردار به امکانات رفاهی و ارتقای سواد دیجیتال و مدیریت مصرف اینترنت نیز از دیگر الزامات سیاست گذاری است. در مجموع، پژوهش حاضر نشان می دهد که فشار زمانی در ایران حاصل برهم کنش پیچیدۀ متغیرهای فردی، خانوادگی، فضایی و فناورانه است و سیاست گذاری مؤثر در این حوزه مستلزم رویکردی چندسطحی، بین بخشی و زمینه محور است که هم ابعاد ساختاری و کلان و هم ظرفیت های فردی و خانوادگی را در نظر بگیرد.

نظرات (0)

نقد و بررسی‌ها

هنوز بررسی‌ای ثبت نشده است.

اولین کسی باشید که دیدگاهی می نویسد “مطالعۀ عوامل مؤثر بر شاخص فشار زمانی سرپرستان خانوارهای ایرانی”

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برای امنیت، استفاده از سرویس reCAPTCHA گوگل مورد نیاز است که موضوع گوگل است Privacy Policy and Terms of Use.

من با این شرایط موافق هستم .