تغییر اقلیم با تخریب معیشت، مهاجرت اکولوژیک را رقم می‌زند

   به گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، در راستای تبیین پیوندهای میان تحولات جمعیتی و چالش‌های محیط‌زیستی، گفت‌وگویی با دکتر علی عزیزی، عضو هیئت علمی گروه جمعیت، اقلیم، و محیط زیست، انجام شد.
دکتر عزیزی با اشاره به آغاز فعالیت خود در مؤسسه از سال ۱۳۹۹، حوزه اصلی پژوهش‌های خود را بررسی ارتباط متقابل جمعیت و محیط‌زیست و پویایی‌های میان این دو حوزه عنوان کرد و گفت: «در این چارچوب، طی سال‌های اخیر بیش از پنج طرح پژوهشی تعریف و اجرا شده که بخشی از خروجی‌های آن در قالب مقاله و گزارش‌های تخصصی تهیه و در اختیار سازمان‌های ذی‌ربط قرار گرفته است.»

بحران آب ایران با تبیین تک‌علتی قابل فهم و مدیریت نیست

   این پژوهشگر با تشریح یکی از محورهای نخست پژوهشی خود، به بررسی رابطه اقلیم و مهاجرت اشاره کرد و افزود: «در یکی از طرح‌های اولیه، اثر شاخص‌های اقلیمی از جمله بارش بر جابه‌جایی جمعیت در سطح کشور بررسی شد که به استخراج چند مقاله و گزارش منجر شد.»
دکتر عزیزی محور پژوهشی بعدی را تحلیل مهاجرت در ارتباط با ظرفیت پایه اکولوژیکی کشور دانست و خاطرنشان کرد: «در این مطالعه، الگوها و روندهایی بررسی شد که مهاجرت‌های داخلی بر ظرفیت‌های اکولوژیک و فشار بر منابع طبیعی ایجاد می‌کند و نتایج آن نیز در قالب پژوهش‌های علمی منتشر شد.»
عضو هیئت علمی گروه محیط زیست و توسعه پایدار مؤسسه، یکی از پروژه‌های مهم و اخیر را تمرکز بر مسئله آب عنوان کرد و گفت: «در این طرح، نسبت میان وضعیت جمعیتی و منابع آبی کشور و ارتباط آن با کمبود آب و تنش آبی در سه سطح مورد مطالعه قرار گرفت؛ نخست در سطح جهانی و مقایسه وضعیت ایران با کشورها، سپس در سطح منطقه‌ای و کشورهای همسایه، و در نهایت در سطح استانی برای بررسی همخوانی تراکم جمعیت و ظرفیت منابع آب در استان‌ها.»
وی با تأکید بر اینکه تحلیل مسئله آب در ایران نیازمند پرهیز از نگاه تک‌علتی است، تصریح کرد: «صرف اینکه جمعیت یا صرف اینکه مدیریت را به‌تنهایی مقصر بدانیم، می‌تواند ما را گمراه کند؛ در برخی مناطق با وجود بارندگی مناسب و جمعیت کمتر نیز تنش آبی مشاهده می‌شود و در برخی مناطق دیگر، با وجود منابع بیشتر باز هم مشکل پابرجاست.»

کنترل تنش آبی بدون حکمرانی کارآمد و مدیریت تقاضا امکان‌پذیر نیست

   دکتر عزیزی با اشاره به تجربه برخی کشورها در مدیریت منابع آب، نقش حکمرانی را در کنترل تنش آبی برجسته دانست و توضیح داد: «مدیریت تقاضا، پرهیز از توسعه صنایع آب‌بر، استفاده از فناوری‌های نوین و بهره‌گیری از ظرفیت‌های جغرافیایی از جمله مواردی است که در برخی کشورها موجب کاهش فشار آبی شده است.»
وی همچنین تمرکز بالای جمعیت در تهران را نمونه‌ای از پیوند حکمرانی، الگوی توسعه و فشار بر منابع دانست و گفت: «اینکه بخش قابل‌توجهی از جمعیت کشور در یک نقطه متمرکز می‌شود، بیش از آنکه صرفاً نتیجه افزایش جمعیت باشد، به الگوی مدیریت و تمرکز امکانات و فرصت‌ها بازمی‌گردد؛ در حالی‌که ظرفیت طبیعی هر منطقه محدود است.»
این پژوهشگر در  ادامه به برخی خروجی‌های مکتوب فعالیت‌های خود اشاره کرد و گفت: «دو کتاب مرتبط با حوزه جمعیت و محیط‌زیست در دستور کار قرار گرفته که یکی ترجمه و با عنوان «ظرفیت زیستی سیاره زمین» منتشر شده و کتاب دیگری نیز با محوریت «مهاجرت، تعارض و حکمرانی» در فرایند انتشار قرار دارد.
وی با اشاره به آسیب‌پذیری ایران در برابر تغییرات اقلیمی توضیح داد: «بر اساس شواهد و برآوردهای علمی، اثر تغییر اقلیم بر ایران عمدتاً منفی و حرکت به سمت شرایط خشک‌تر و افزایش دما خواهد بود؛ این روند پیامدهای اقتصادی و اجتماعی دارد و در نهایت می‌تواند به جابه‌جایی جمعیت منجر شود.»
دکتر عزیزی افزود: «تغییر اقلیم معمولاً اثرات زمینه‌ای دارد و به همین دلیل، مهاجرت ناشی از آن همیشه در ظاهر روایت مردم اقلیمی بیان نمی‌شود. فردی که مهاجرت کرده، غالباً از بیکاری، کاهش درآمد، افت تولید کشاورزی یا دشوار شدن معیشت صحبت می‌کند؛ اما در بطن این دلایل، گاهی کمبود آب، تنش آبی و تغییر شرایط اقلیمی نقش محرک اصلی را دارد.»
این عضو هیئت علمی مؤسسه با اشاره به نتایج یک طرح پژوهشی انجام‌شده در سال ۱۳۹۹ درباره ارتباط اقلیم و مهاجرت، خاطرنشان کرد: «در صورت تداوم روندهای اقلیمی، استان‌های واقع در فلات مرکزی می‌توانند بیش از پیش با فشارهای زیست‌محیطی و معیشتی مواجه شوند و این موضوع، مهاجرت به سمت مناطق برخوردارتر از نظر منابع و فرصت‌ها را تقویت می‌کند. این الگو می‌تواند خود را به شکل افزایش مهاجرت‌های اکولوژیک نشان دهد؛ هرچند در مقطع کنونی، مؤلفه اقتصادی در بسیاری از جابه‌جایی‌ها پررنگ‌تر دیده می‌شود.»
دکتر عزیزی در ادامه، راهبردهای مدیریت پایدار آب را در گرو سازگاری با اقلیم ایران دانست و گفت: «چاره‌ای نداریم جز اینکه سبک زندگی، الگوی مصرف و مسیر توسعه را با ظرفیت‌های اقلیمی کشور هماهنگ کنیم. در بسیاری از موارد، مدیریت تقاضا و اصلاح مصرف، می‌تواند از توسعه‌های پرهزینه و دشوار پیشگیری کند.»
وی با تأکید بر اهمیت حکمرانی یکپارچه در این حوزه افزود: «حکمرانی فقط به معنای اقدام دولت نیست؛ حکمرانی یعنی تعامل دولت، مردم، نهادها و سازمان‌ها. حتی بهترین سیاست‌ها اگر در اجرا با تعارض نهادی یا عدم همراهی اجتماعی روبه‌رو شوند، به نتیجه نمی‌رسند.»
این پژوهشگر همچنین بازنگری در الگوی کشت و پرهیز از گسترش فعالیت‌های آب‌بر در مناطق کم‌آب را از محورهای مهم سیاستی برشمرد و تصریح کرد: «باید میان امنیت غذایی و محدودیت‌های محیط‌زیستی توازن برقرار شود؛ برخی تصمیم‌ها ممکن است از منظر محیط‌زیستی یا از منظر امنیتی قابل دفاع باشند، اما نهایتاً نیازمند یک چارچوب تصمیم‌گیری متوازن و مبتنی بر واقعیت‌های اقلیمی کشور هستیم.»

تغییر اقلیم با تخریب معیشت، مهاجرت اکولوژیک را رقم می‌زند

   دکتر عزیزی با تحلیل الگوهای مهاجرتی ناشی از تغییر اقلیم خاطرنشان کرد: «ما در حال تجربه مهاجرت از فلات مرکزی و مناطق جنوب شرقی به سمت مناطق شمالی و کلان‌شهرهایی مثل تهران هستیم. نکته کلیدی اینجاست که مهاجران معمولاً دلیل حرکت خود را بیکاری یا مشکلات معیشتی عنوان می‌کنند، اما در لایه‌های عمیق‌تر، این کمبود آب و تغییر اقلیم است که کشاورزی و معیشت محلی را از بین برده است. در واقع تغییر اقلیم در ایران خود را در قالب مهاجرت اکولوژیک نشان می‌دهد؛ پدیده‌ای که هم‌اکنون در مناطقی مانند سیستان و بلوچستان به وضوح قابل مشاهده است.»
وی با اشاره به تمرکز بیش از حد جمعیت در تهران افزود: «وقتی تناسب میان جمعیت و ظرفیت‌های محیطی از بین برود، مجبور به انتقال آب از حوضه‌های دوردست (نظیر سد طالقان) برای تأمین نیاز کلان‌شهرها می‌شویم. این الگوی تمرکز جمعیت، پایداری سرزمین را به مخاطره می‌اندازد و هزینه‌های گزافی را به نظام حکمرانی تحمیل می‌کند.»
این پژوهشگر حوزه توسعه پایدار، راهکار خارج شدن از وضعیت فعلی را در گرو سیاست‌های سازگارانه دانست و تصریح کرد: «ما نمی‌توانیم در اقلیم خشک ایران، سبک زندگی مناطق پرآب دنیا را تقلید کنیم. ترویج فرهنگ زندگی سازگار با اقلیم، از حذف استخرهای شخصی و چمن‌کاری‌های پرمصرف شهری گرفته تا اصلاح بنیادین الگوی کشت، یک ضرورت حیاتی است. کشت محصولات آب‌بر و غیراستراتژیک در مناطق دچار تنش آبی، عملاً به معنای هدررفت منابع تجدیدناپذیر کشور است.»
دکتر عزیزی درمورد نگاه‌های تک‌بعدی به خودکفایی و امنیت غذایی گفت: «باید میان امنیت غذایی و امنیت آبی توازن برقرار شود. تکنولوژی در این میان نقش مهمی دارد، اما نباید تنها به راهکارهای پرهزینه‌ای مثل آب‌شیرین‌کن‌ها دل‌خوش کرد. در حالی که ما در پوشش شبکه آب آشامیدنی موفق بوده‌ایم، در بخش جمع‌آوری و تصفیه فاضلاب هنوز با استانداردهای مطلوب فاصله داریم. بازچرخانی آب و جلوگیری از هدررفت ۳۳ درصدی در شبکه‌های توزیع، راهکارهایی بسیار پایدارتر و در دسترس‌تر از پروژه‌های انتقال آب هستند. حکمرانی آب، فراتر از اقدامات دولت، نیازمند تعامل هوشمندانه نهادها با مردم برای اصلاح الگوی مصرف و آمایش صحیح سرزمین است.»

آخرین اخبار