دکتر عبداللهی: تاب‌آوری اجتماعی نیازمند تغییر نگاه از تحمل بحران به توانایی سازگاری، حفظ عملکرد مثبت و یادگیری پس از بحران است

   به گزارش روابط عمومی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، در نشست تخصصی «جنگ، خانواده و تاب‌آوری» که با همکاری انجمن جمعیت شناسی برگزار شد، دکتر عادل عبداللهی، دانشیار جامعه‌شناسی موسسه تحقیقات جمعیت، با نقد رویکردهای سنتی، به تحلیل ضرورت‌های علمی تاب‌آوری در جهان چندبحرانی و تبیین الگوی جدید سیاست‌گذاری در این حوزه پرداخت.

گذار به رویکرد ساختارگرا در تحلیل تاب‌آوری

   دکتر عبداللهی با اشاره به تفاوت‌های بنیادین نگاه جامعه‌شناختی نسبت به مطالعات جمعیتی و مردم‌شناختی، بر اهمیت واکاوی ساختارها در شکل‌گیری بحران‌های اجتماعی تأکید کرد. وی تصریح کرد: «در مطالعات ساختارگرا، پرسش اصلی این است که ساختارهای کلانِ فرهنگی و سیاسی، چگونه بر شدت و حدت بحران‌ها اثر می‌گذارند؛ آیا این ساختارها عاملی برای مهار بحران هستند یا خود با بحران‌زدگی، به آن دامن می‌زنند؟» به باور این استاد دانشگاه، نباید جنگ یا بحران‌ها را به عنوان رویدادهایی ایستا و گذرا نگریست، بلکه باید پیوند ساختاری میان این بحران‌ها و ظرفیت‌های جامعه را واکاوی کرد.

جهان چندبحرانی و ریسک‌های نوپدید

   این جامعه‌شناس با استناد به پژوهش سال ۲۰۲۵ مجمع جهانی اقتصاد برای چشم‌انداز سال ۲۰۲۶، جهان امروز را جهان چندبحرانی خواند؛ محیطی که در آن ریسک‌های نظامی، اقتصادی، اجتماعی، تکنولوژیک و محیط‌زیستی به صورت شبکه‌ای با هم تعامل داشته و یکدیگر را تشدید می‌کنند. وی افزود: «مفاهیم چهارگانه نوسان، عدم قطعیت، پیچیدگی و ابهام (VUCA)، اکنون به ادبیات اصلی سیاست‌گذاری در دنیا تبدیل شده‌اند تا بتوانند تحلیل‌های واقع‌بینانه‌ای از تهدیداتی نظیر جنگ، رکود اقتصادی، تقابل‌های اجتماعی و اطلاعات غلط ارائه دهند.»

تحول مفهومی در شاخص‌های تاب‌آوری

   دکتر عبداللهی در ادامه با واکاوی سیر تحول شاخص‌های تاب‌آوری، اظهار داشت: «تعریف مدرن تاب‌آوری، فراتر از تحمل منفعلانه سختی‌ها، بر توانایی سازگاری، حفظ عملکرد مثبت و یادگیری پس از بحران تمرکز دارد.»
وی با انتقاد از اکتفا به شاخص‌های سنتی همچون رشد اقتصادی یا درآمد سرانه، گزارش سال ۲۰۲۶ «آلیانز» را به عنوان نمونه‌ای از تغییر پارادایم معرفی کرد که در آن علاوه بر اقتصاد، کیفیت حکمرانی، اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و ظرفیت‌های نظام سلامت و دیجیتال به عنوان ارکان تاب‌آوری لحاظ شده‌اند.

تاب‌آوری به مثابه سیستم هشدار زودهنگام

   این دانشیار دانشگاه در پایان این بخش از سخنان خود، کارکرد اصلی شاخص‌های نوین تاب‌آوری را نه صرفاً رتبه‌بندی کشورها، بلکه ایجاد سیستم هشدار زودهنگام دانست. وی تأکید کرد: «هدف این است که سیاست‌گذار بتواند ریسک‌های حاکمیتی و اقتصادی را پیش‌بینی کرده و به جای مواجهه تقابلی، به سراغ راهکارهای مدیریت بحران و ارتقای کیفیت حکمرانی برود؛ هدفی که برای جامعه ایران نیز یک ضرورت انکارناپذیر است.»

بحران‌های انباشته و چالش‌های ساختاری در ایران

   دکتر عبداللهی با اشاره به پیشینه تاریخی ایران به عنوان سرزمینی که با مخاطرات طبیعی و انسانی متعددی عجین بوده، وضعیت فعلی کشور را در بستر بحران‌زدگی تاریخی تحلیل کرد. وی با استناد به گزارش مرکز بررسی‌های استراتژیک ریاست‌جمهوری در سال ۱۳۹۶، به هفت مسئله پرخطر شامل: اصلاحات ساختاری اقتصاد، بحران آب، بیکاری، فساد سیستمی، ناامیدی نسبت به آینده، کاهش سرمایه اجتماعی و بحران ریزگردها اشاره کرد. به تأکید وی، عدم بهبود این شاخص‌ها پس از سال ۱۳۹۶، به معنای تضعیفِ زیرساخت‌های تاب‌آوری اجتماعی است؛ به‌ویژه در گروه سنی ۱۵ تا ۲۴ سال که با چالش‌های امنیت شغلی و اقتصادی، مستقیماً در معرض آسیب‌های ناشی از بی‌ثباتی قرار دارند.

تورم مزمن و فرسایش هنجارهای اخلاقی

   این جامعه‌شناس با تکیه بر یافته‌های پژوهشی رابرت شیلر، هشدار داد که تورم مزمن در ایران فراتر از یک چالش اقتصادی، ابعاد اجتماعی عمیقی دارد و به تغییر افق زمانی افراد منجر شده است. وی توضیح داد: «وقتی جامعه درگیر تورم مزمن است، امکان برنامه‌ریزی بلندمدت از میان رفته و بقای فوری جایگزینِ همکاری‌های عقلانی می‌شود. در چنین فضایی، رفتارهای فرصت‌طلبانه مانند احتکار، رانت‌جویی و دور زدن قانون به‌تدریج عادی‌سازی شده و به قیمت فرسایش هنجارهای مشترک و اخلاق عمومی تمام می‌شود که خود یکی از بزرگ‌ترین تهدیدها برای انسجام اجتماعی است.»

فرهنگ یاریگری به تاب‌آوری میدانی کمک می‌کند

   دکتر عبداللهی علیرغم ترسیم چالش‌های ساختاری، بر سرمایه‌های نهفته فرهنگی ایران تأکید کرد و گفت: «تجربیات درخشانی همچون دفاع مقدس و مشارکت‌های مردمی در زلزله کرمانشاه، نشان‌دهنده پتانسیل بالای فرهنگ یاریگری و شبکه‌های حمایتی غیررسمی در ایران است.» وی تصریح کرد که برای ارتقای تاب‌آوری، سیاست‌گذار نباید تنها به دستورالعمل‌های یک‌سویه و «از بالا به پایین» بسنده کند؛ بلکه ضرورت دارد با تکیه بر ظرفیت‌های میدانی، آئین‌های جمعی و همبستگی‌های محلی، بستری برای مشارکت واقعی مردم در مدیریت بحران فراهم آورد.

 فقدان زیرساخت‌های علمی در حوزه جامعه‌شناسی فاجعه

   این استاد دانشگاه در بخش پایانی سخنان خود، نقیصه بزرگ آکادمیک در ایران را فقدان مراکز پژوهشی تخصصی در حوزه‌هایی نظیر جامعه‌شناسی مصائب جمعی یا انسان‌شناسی فاجعه دانست. وی با مقایسه وضعیت ایران با کشورهایی همچون ژاپن که کرسی‌های اختصاصی برای رصد مستمر نبض جامعه در مواجهه با بحران دارند، تأکید کرد: «ما به عنوان کشوری که در کمتر از ۵۰ سال، چندین تجربه بزرگ جنگی و محیط‌زیستی داشته‌ایم، نیازمند نظام‌های هشدار زودهنگام پژوهش‌محور هستیم تا سیاست‌گذار بتواند به جای کنش‌های واکنشی، بر اساس داده‌های دقیق میدانی برای مدیریت بحران‌های آینده آماده شود.»

آخرین اخبار