دکتر بردیافر: همسان‌گزینی پاسخی تاریخی به انسدادهای ارتباطی در ازدواج است

    در نشست علمی – تخصصی «مشاوره، آموزش و الگوهای موفق در تسهیل ازدواج»، کهتوسط مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور و با همکاری کمیته زنان و خانواده مجمع تشخیص مصلحت نظام برگزار شد، دکتر نیما بردیافر، دکتری جامعه‌شناسی و پژوهشگر حوزه ازدواج، به تبیین الگوهای موفق تسهیل‌گری و همسان‌گزینی پرداخت و با نگاهی تاریخی و تطبیقی، نقش و کارکرد همسان‌گزینی را در ایران و سایر جوامع بررسی کرد.
وی با اشاره به وضعیت کنونی مراکز همسان‌گزینی در کشور گفت: مخاطبان اصلی همسان‌گزینی در حال حاضر عمدتاً متولدین دهه ۶۰ هستند و حدود ۸۰ تا ۹۰ درصد مراکز فعال، تمرکز خود را بر این گروه سنی قرار داده‌اند؛ موضوعی که نشان‌دهنده کاهش فضاهای طبیعی همسرگزینی و افزایش نیاز به واسطه‌گری در جامعه امروز است.
دکتر بردیافر با بیان اینکه همسان‌گزینی پدیده‌ای جدید نیست، افزود: این مسئله در جهان سابقه‌ای طولانی دارد. در قرون گذشته، به‌ویژه در شرق آسیا، همسان‌گزینی به‌طور جدی وجود داشته است. در چین، از عصر «ژو»، همسان‌گزینان به‌صورت فعال فعالیت می‌کردند و حتی از طالع‌بینی برای سنجش میزان سنخیت زوجین بهره می‌گرفتند. در ژاپن نیز سنتی دیرینه وجود داشت که طی آن، همسان‌گزینان برای سامورایی‌ها همسر انتخاب می‌کردند و اصالت و صحت اطلاعات افراد اهمیت بالایی داشت؛ به‌گونه‌ای که این واسطه‌ها عملاً حافظ مرزهای طبقاتی بودند. این کارکرد، در دوران معاصر نیز با کمک شبکه­های مجازی و فناوری‌های نوین همچنان ادامه یافته است.
وی نزدیک‌ترین الگوی همسان‌گزینی به ایران را تجربه یهودیان دانست و گفت: در سنت یهودی، «شادخان‌ها» به‌عنوان واسطه‌های ازدواج نقش محوری داشتند. در دوران دیاسپورا و پراکندگی یهودیان، این واسطه‌ها به‌صورت هوشمندانه عمل می‌کردند و با پیوند دادن دختران خانواده‌های تاجر و ثروتمند به طلاب یهودی، تلاش می‌کردند نهاد مذهب را از نظر اقتصادی و قدرت اجتماعی تقویت کنند.
این پژوهشگر حوزه ازدواج ادامه داد: در انگلستان، کشیش‌ها نقش جدی در همسان‌گزینی داشتند و پس از جنگ جهانی دوم، برای جبران کاهش جمعیت و فراهم‌کردن فرصت ازدواج برای جنگجویانی که امکان تشکیل خانواده را از دست داده بودند، به‌طور فعال وارد این حوزه شدند. در فرانسه نیز پدیده‌ای با عنوان «تاجران عشق» شکل گرفت و در کشورهایی مانند کره نیز اشکال خاصی از همسان‌گزینی رواج داشته است.
دکتر بردیافر با اشاره به سیر تاریخی همسان‌گزینی در ایران گفت: همسان‌گزینی در ایران دارای ریشه‌ای عمیق است و می‌توان آن را در قالب یک دوره سه‌گانه تحلیل کرد. در دوره سنتی، واسطه‌ها حافظ مرزهای طبقاتی و اجتماعی بودند. در دوره‌های جدید نیز با واسطه‌های تکنوکرات و تحلیل‌گر داده مواجه هستیم که از تحلیل‌های روان‌شناختی برای تطبیق افراد استفاده می‌کنند.
وی با اشاره به دوران قاجار افزود: در این دوره، همسان‌گزینی به‌صورت تخصصی و حرفه‌ای دنبال می‌شد و «مشاطه‌ها» و «دلاله‌ها» به‌عنوان یک شغل رسمی در این حوزه فعالیت می‌کردند. این افراد به دلیل حضور در اندرونی‌ها، امکان مشاهده دختران را داشتند و اصطلاحاً به آن‌ها «جوشکار» اطلاق می‌شد.
به گفته این جامعه‌شناس، در دوره رضاشاه و با تصویب قوانین جمعیتی و الزام ثبت رسمی ازدواج، فعالیت این صنف با محدودیت مواجه شد. از سوی دیگر، با افزایش حضور اجتماعی زنان، فضای آشنایی مستقیم گسترش یافت و امکان ازدواج‌های عاشقانه – هرچند محدود – فراهم شد. در دوران جنگ تحمیلی نیز واسطه‌گری برای ازدواج همسران شهدا، به‌عنوان امری ارزشمند و اجتماعی تلقی می‌شد.
دکتر بردیافر ادامه داد: در دهه‌های ۷۰ و ۸۰، با دیجیتالی‌شدن جامعه و افزایش فردگرایی، با واسطه‌های دیجیتال مواجه شدیم؛ واسطه‌هایی که در ابتدا غیرقانونی تلقی می‌شدند اما به‌تدریج مشروعیت اجتماعی پیدا کردند. در نهایت، با تصویب قوانین جدید، به‌ویژه قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در سال ۱۴۰۰، همسان‌گزینی به امری نهادی و تا حدی دولتی تبدیل شد و مراکز رسمی کنونی شکل گرفتند.
وی تأکید کرد: آنچه در تمام این دوره‌ها ضرورت وجود واسطه را ایجاد کرده، نوعی انسداد ارتباطی بوده است؛ چه در گذشته و چه در جامعه امروز. در گذشته، همسان‌گزین‌ها به کارکرد اجتماعی ازدواج توجه داشتند و پیوند میان دو خانواده، طایفه یا حتی دو واحد سیاسی را دنبال می‌کردند؛ به‌گونه‌ای که ازدواج می‌توانست به آشتی میان دو کشور در حال جنگ منجر شود.
این پژوهشگر حوزه ازدواج با اشاره به تغییر کارکرد همسان‌گزینی در عصر جدید گفت: امروز معیارهای همسان‌گزینی تغییر کرده و عواملی مانند اخلاق، دین، فرهنگ، تحصیلات و ویژگی‌های فردی در اولویت قرار گرفته‌اند. همسان‌گزینی که پیش‌تر حافظ مرزهای اجتماعی بود، اکنون بیشتر بر سنجش و تطبیق دو فرد تمرکز دارد.
دکتر بردیافر افزود: در نظرسنجی‌ها، «نیافتن همسر دلخواه» به یکی از عوامل مهم در کاهش ازدواج تبدیل شده است. اگرچه مسائل اقتصادی برجسته می‌شوند، اما در کنار آن، کاهش فضاهای همسرگزینی نقش تعیین‌کننده‌ای دارد.
وی در پایان با تأکید بر کارکرد نهایی همسان‌گزینی تصریح کرد: یکی از مهم‌ترین خروجی‌های همسان‌گزینی، دستیابی به ازدواج پایدار و رضایت از زندگی مشترک است. پژوهش‌ها نشان می‌دهد در شهرهایی که همسایگی و محله‌محوری پررنگ‌تر است، میزان ازدواج بالاتر است و برعکس. همسان‌گزینان جدید می‌توانند با هموار کردن مسیر یافتن افراد مرتبط و هم‌سنخ، به افزایش پایداری ازدواج کمک کنند.

آخرین اخبار