دکتر صادقی: نیاز به سیاست جامع جمعیتی برای دوره پساجنگ داریم/ خانواده کانون اصلی سیاست‌گذاری پسابحران است

   ایران پس از تجربه جنگ اخیر با پیامدهای اجتماعی، اقتصادی و روانی آن روبه‌رو شده است؛ پیامدهایی که بسیاری از روندهای جمعیتی را نیز در معرض تغییر و بازتعریف قرار داده‌اند. تجربه بحران‌ها معمولاً به همان زمان وقوع محدود نمی‌شود و می‌تواند بر تصمیم‌های بلندمدت مردم در حوزه‌هایی مانند مهاجرت، تشکیل خانواده و فرزندآوری اثر بگذارد. از همین رو، بررسی این تحولات و بازاندیشی در اولویت‌های سیاست‌گذاری جمعیتی بیش از گذشته اهمیت پیدا می‌کند.
در همین چارچوب، روابط عمومی مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور یکشنبه ۱۳ اردیبهشت ۱۴۰۴ گفت‌وگویی تفصیلی با دکتر رسول صادقی، رئیس این مؤسسه، انجام داده است. او در این گفت‌وگو با اشاره به اینکه جامعه پس از بحران‌ها و جنگ‌ها دیگر همان جامعه پیشین نیست، بر ضرورت بازنگری در سیاست‌های جمعیتی متناسب با شرایط جدید تأکید می‌کند و از حفظ سرمایه انسانی، تقویت خانواده، ترمیم سرمایه اجتماعی و توجه به پیامدهای روانی و اجتماعی بحران‌ها به‌عنوان محورهای مهم این دوره یاد می‌کند.

ایران پس از بحران به سیاست تازه جمعیتیِ خانواده‌محور نیاز دارد

   دکتر رسول صادقی، رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت کشور، معتقد است ایران در آستانه دوره‌ای قرار گرفته که نمی‌توان آن را صرفاً ادامه وضعیت پیشین دانست. از نگاه او، تجربه بحران‌های اخیر و پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم آن، کشور را وارد مرحله‌ای کرده که نیازمند بازنگری جدی در اولویت‌های پژوهشی و حتی در نوع نگاه به سیاست‌گذاری جمعیتی است. او تأکید می‌کند جامعه‌ای که از دل بحران بیرون می‌آید، دیگر همان جامعه سابق نیست و به همین دلیل، سیاست‌های جمعیتی آن هم نمی‌تواند با منطق گذشته تنظیم شود.
صادقی در توضیح این وضعیت می‌گوید: «یکی از کارهایی که در برنامه‌های پژوهشی موسسه به آن فکر کردیم، این بود که ببینیم کشورهایی که درگیر بحران‌ها و جنگ‌ها بوده‌اند، بعد از آن چه اتفاقی را تجربه کرده‌اند و چه کارهایی انجام داده‌اند. ما باید یک سیاست جامع جمعیتی برای دوره پساجنگ داشته باشیم، چون جامعه پساجنگ دیگر با جامعه قبل از آن متفاوت است.»
از نظر او، مسئله فقط خود جنگ نیست؛ بلکه پیامدهای اقتصادی، اجتماعی و روانیِ بعد از بحران جنگ است که می‌تواند بر روندهای جمعیتی کشور اثر عمیق بگذارد. تورم، تضعیف معیشت خانوار، افزایش نااطمینانی، مبهم بودن شرایط آینده، تشدید میل به مهاجرت و افت سرمایه اجتماعی، همگی متغیرهایی هستند که در نهایت خود را در شاخص‌های جمعیتی نشان می‌دهند؛ از فرزندآوری، ازدواج و طلاق، گرفته تا مهاجرت و حتی الگوی زیست خانواده.
استاد جمعیت شناسی دانشگاه تهران معتقد است اگر قرار باشد در این دوره اولویتی محوری تعریف شود، آن اولویت باید «خانواده» باشد. به گفته او، در ایران خانواده همچنان ضربه‌گیر اصلی بسیاری از آسیب ها و فشارهای اجتماعی و اقتصادی است و اگر قرار است کشور در دوره جدید از آسیب‌های بزرگ‌تر جمعیتی مصون بماند، باید برای تقویت خانواده بسته‌ای واقعی، مشخص و متناسب با شرایط امروزی طراحی شود.

خانواده کانون اصلی سیاست‌گذاری پسابحران است

   صادقی با اشاره به نقش خانواده در مهار فشارهای اجتماعی می‌گوید: «تم اصلی این بحث باید این باشد که ما در ایران، خانواده را به‌عنوان ضربه‌گیر خیلی از مسائل اجتماعی ببینیم. اگر خانواده تضعیف شود، بحران‌های اجتماعی و جمعیتی هم شدیدتر می‌شود.» او بر همین اساس معتقد است دولت باید برای حمایت از خانواده، افزایش انسجام خانوادگی و کاهش فشارهای اقتصادی و روانی بر آن، یک بسته سیاستی جدی و نه صرفاً نمادین طراحی کند.
در نگاه او، بحران‌های گسترده معمولاً فقط نهادهای رسمی را فرسوده نمی‌کنند؛ آن‌ها مستقیماً بر واحدهای کوچک اجتماعی، یعنی خانواده‌ها، اثر می‌گذارند. هر اندازه فشار تورمی، بیکاری، نااطمینانی و اختلال در خدمات عمومی افزایش پیدا کند، تصمیم‌های خانوادگی نیز با احتیاط، تعویق یا انصراف بیشتری همراه می‌شود. نتیجه روشن است: فرزندآوری کاهش می‌یابد، ازدواج به تعویق می‌افتد، و میل به ماندن در کشور تضعیف می‌شود.
به همین دلیل، از نگاه رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت، سیاست جمعیتی در دوره جدید نمی‌تواند صرفاً بر شعارهای تشویقی یا بر تکرار بسته‌های قدیمی متکی باشد. او معتقد است باید پرسید در شرایطی که خانواده‌ها با واقعیت‌های جدیدی مواجه‌اند، دولت دقیقاً چه حمایتی از آن‌ها خواهد کرد؛ حمایتی که نه روی کاغذ، بلکه در زندگی واقعی مردم قابل لمس باشد.

تدوین سیاست جمعیتی متناسب با واقعیت‌های دوره پسابحران ضروری است

   یکی از مهم‌ترین محورهایی که صادقی از آن سخن می‌گوید، ضرورت تدوین «سیاست جامع جمعیتی برای دوره پساجنگ» است؛ سیاستی که بر اساس تجارب جهانی، داده‌های داخلی و شناخت دقیق از تغییرات اجتماعی طراحی شود. او می‌گوید این موضوع در مؤسسه و نیز در جلسات مرتبط با سیاست‌گذاری جمعیت مطرح شده و به‌عنوان یکی از اولویت‌های مهم پژوهشی در دست بررسی است. به گفته او، نمی‌توان تصور کرد جامعه‌ای که از دوره‌ای پرتلاطم عبور کرده، بدون تغییر در نگرش‌ها، رفتارها و اولویت‌هایش باقی مانده باشد. بنابراین، اگر قرار است سیاستی کارآمد نوشته شود، باید دقیقاً بر مبنای اقتضائات این دوره طراحی شود؛ دوره‌ای که در آن مردم با نااطمینانی بیشتری نسبت به آینده روبه‌رو هستند و تصمیم‌های جمعیتی‌شان نیز متأثر از همین ابهام‌هاست.
صادقی می‌گوید: «شرایط بعد از جنگ خیلی تعیین‌کننده است. ممکن است خود دوره بحران کوتاه باشد، اما آنچه بعد از آن رخ می‌دهد، آثار ماندگارتری بر رفتارهای جمعیتی می‌گذارد.» از همین منظر، او تأکید می‌کند که رصد پیامدهای پسابحران بر معیشت، روان جامعه، اعتماد عمومی و الگوهای مهاجرتی باید در مرکز توجه پژوهش‌های جمعیتی قرار گیرد.

مهاجرت مهم‌ترین نشانه هدررفت سرمایه انسانی است

   یکی از جدی‌ترین نگرانی‌های صادقی، تشدید روند مهاجرت، به‌ویژه مهاجرت جوانان و نیروهای تحصیل‌کرده است. او با اشاره به روند منفی خالص مهاجرت در ایران می‌گوید: «تقریباً دو دهه است، خالص مهاجرت ما منفی شده است.» به باور او، بحران‌ها معمولاً این روند را تشدید می‌کنند و پس از هر تکانه بزرگ، میل به خروج از کشور شتاب بیشتری می‌گیرد.
از نگاه او، مسئله مهاجرت جوانان فقط خروج یک فرد نیست؛ بلکه خروج یک ظرفیت بالقوه برای آینده جمعیتی و توسعه‌ای کشور است. صادقی تصریح می‌کند: «فقط یک جوان از کشور خارج نمی‌شود؛ یک پتانسیل افزایش جمعیت، یک نیروی انسانی، یک عنصر مولد و یک امکان توسعه هم از دست می‌رود.»
او هشدار می‌دهد که اگر بخواهد تنها یک نگرانی بزرگ را درباره آینده جمعیتی ایران مطرح کند، آن نگرانی «هدررفت سرمایه انسانی» است. به تعبیر او، تا وقتی سرمایه انسانی در کشور حفظ شود، بسیاری از بحران‌های دیگر قابل مدیریت هستند، اما وقتی این سرمایه از دست برود، هم بازسازی جمعیتی دشوار می‌شود و هم ظرفیت حل مسائل اقتصادی و اجتماعی کاهش می‌یابد.

تشدید مهاجرت نخبگان و جوانان نگران کننده است

   رئیس مؤسسه تحقیقات جمعیت معتقد است در سال‌های اخیر، علاوه بر گسترش تمایل به مهاجرت، تعلقات اجتماعی و خانوادگیِ بازدارنده نیز نسبت به گذشته کاهش یافته است. او توضیح می‌دهد که در دوره‌های قبل، پیوندهای خانوادگی، عرق محلی و تعلقات اجتماعی نقش مهمی در نگه‌داشتن افراد در کشور داشت، اما در نسل‌های جدید این عوامل به اندازه گذشته بازدارنده نیستند. شبکه‌های اجتماعی و امکان حفظ ارتباط از راه دور نیز این فاصله عاطفی و ارتباطی را کمتر کرده‌اند. در بستر فناورهای ارتباطی جدید مهاجرت دیگر برای بسیاری از جوانان، بریدن کامل از خانواده و زیست قبلی نیست؛ همین مسئله تصمیم به رفتن را ساده‌تر کرده است. از طرف دیگر، کشورهای منطقه نیز فعال‌تر از قبل در جذب نیروی انسانی ایرانی عمل می‌کنند و این موضوع، خطر هدررفت سرمایه انسانی را تشدید می‌کند.
او معتقد است مسئله فقط خروج نیست، بلکه ناتوانی در بهره‌برداری از ظرفیت کسانی است که هنوز در کشور حضور دارند. به تعبیر او، حتی آن بخشی از سرمایه انسانی که هنوز مهاجرت نکرده نیز در بسیاری از موارد در جای درست خود به کار گرفته نمی‌شود؛ و همین احساس بی‌استفاده‌ماندن، خود به عاملی برای تشدید میل به مهاجرت تبدیل می‌شود.

افت سرمایه اجتماعی بر فرزندآوری و ماندگاری تاثیرگذار است

   صادقی در بخش دیگری از گفت‌وگو، به موضوع سرمایه اجتماعی و اعتماد عمومی اشاره می‌کند و آن را یکی از متغیرهای کلیدی در تحلیل آینده جمعیتی ایران می‌داند. از نگاه او، بسیاری از مسائل جمعیتی، از جمله فرزندآوری و مهاجرت، صرفاً تابع اقتصاد نیستند؛ بلکه به سطح سرمایه اجتماعی، اعتماد اجتماعی و اعتماد نهادی نیز وابسته‌اند.
او یادآور می‌شود که جامعه ایران پیش از بحران اخیر هم با افت سرمایه اجتماعی مواجه بوده و رخدادهای بعدی این مسئله را تشدید کرده‌اند. به گفته او، برای ترمیم این وضعیت باید به‌طور جدی اندیشید، زیرا کاهش سرمایه اجتماعی می‌تواند مستقیماً بر تصمیم‌های خانوادگی و فردی اثر بگذارد. صادقی می‌گوید: «خیلی از مقوله‌های جمعیتی معلول آیتم‌هایی مثل اعتماد نهادی و سرمایه اجتماعی‌اند. برای ترمیم سرمایه اجتماعی باید فکر جدی کرد، چون این مسئله هم بر فرزندآوری اثر می‌گذارد و هم بر مهاجرت.» در واقع جمعیت نه صرفاً محصول سیاست‌های اقتصادی یا بخشنامه‌ای، بلکه برآیند وضع کلی جامعه است. اگر مردم نسبت به آینده امیدوار نباشند، اگر احساس نکنند در جامعه دیده می‌شوند، یا اگر نسبت به کارآمدی نهادها تردید داشته باشند، طبعاً تمایل کمتری برای سرمایه‌گذاری بلندمدت بر زندگی خود، از جمله تشکیل خانواده یا فرزندآوری، خواهند داشت.

سنجش اثر بحران بر سلامت روان و اجتماعی ارجحیت دارد

   یکی دیگر از اولویت‌های مورد نظر صادقی، سنجش پیامدهای بحران بر سلامت روان و سلامت اجتماعی است. او با اشاره به گروه «جمعیت و سلامت» در مؤسسه می‌گوید این حوزه می‌تواند به یکی از کانون‌های مهم پژوهش در دوره جدید تبدیل شود. به گفته او، بهترین حالت این بود که پژوهش‌های طولی از پیش وجود داشت تا بتوان وضعیت پیش از بحران، حین و بعد از آن را مقایسه کرد، اما حتی در فقدان چنین داده‌هایی نیز می‌توان از ظرفیت تحلیل ثانویه داده‌ها بهره برد. صادقی توضیح می‌دهد که بحران فقط در شاخص‌های اقتصادی یا سیاسی نمود پیدا نمی‌کند؛ بخشی از اثر آن در تجربه روزمره زندگی ها مانند استرس، اضطراب، نگرانی، بی‌ثباتی ذهنی و احساس ناامنی آشکار می‌شود. او می‌گوید: «این اضطراب در خانواده‌ها، به‌ویژه برای مادرها و سالمندان، خیلی جدی است.» از نگاه او، این تجربه‌های زیسته باید به موضوع مطالعه تبدیل شوند، چون آثارشان می‌تواند بر رفتارهای جمعیتی بلندمدت باشد.

تاب‌آوری اجتماعی یک ضرورت است

   صادقی در ادامه، از «تاب‌آوری» به‌عنوان یکی از مفاهیم کلیدی برای مواجهه با بحران یاد می‌کند. او می‌گوید در این مؤسسه حتی پیش از جنگ، برگزاری کارگاه‌هایی درباره تاب‌آوری فردی، خانوادگی و اجتماعی را در دستور کار قرار داده بود. این رویکرد نشان می‌دهد که مسئله فقط شناسایی بحران نیست، بلکه آمادگی ذهنی و اجتماعی برای مقابله با آن نیز اهمیت دارد. به گفته او، «یکی از چیزهایی که ما باید روی آن کار کنیم، بحث تاب‌آوری است؛ یعنی ما باید بتوانیم تاب‌آوری اجتماعی‌مان را بالا ببریم. بحران هست، اما مهم این است که جامعه در مقابل این بحران‌ها چه می‌کند.» او معتقد است بدون ارتقای تاب‌آوری، هر شوک تازه‌ای می‌تواند اثرات فرساینده‌تری بر زندگی مردم و در نتیجه بر متغیرهای جمعیتی بگذارد. در این چارچوب، پژوهش درباره پیامدهای جمعیتی بحران‌ها نیز به اولویت تبدیل می‌شود: اینکه بحران‌های اجتماعی و اقتصادی چه اثراتی بر خانواده، بارداری، فرزندآوری، طلاق، ازدواج، مهاجرت و امید به آینده می‌گذارند. صادقی تأکید می‌کند این حوزه در ایران هنوز جای کار فراوان دارد و می‌تواند یکی از میدان‌های اصلی مطالعات آینده مؤسسه باشد.

اختلال در درمان و معیشت از پیامدهای مهم بحران است

   صادقی معتقد است آثار بحران را باید فراتر از سطح کلان و در میدان زندگی روزمره مردم دید. او به اختلال در دسترسی به خدمات درمانی، فشار بر نظام دارو و درمان، تعویق برخی بستری‌ها و جراحی‌ها و تشدید مشکلات اقتصادی اشاره می‌کند و می‌گوید این‌ها همه، در نهایت، با حوزه جمعیت پیوند می‌خورند. به گفته او، وقتی خانواده‌ها با فشار درمانی، نگرانی از آینده، تورم بالا و خطر بیکاری روبه‌رو می‌شوند، طبیعی است که بر تصمیم‌های بلندمدت آن‌ها اثر گذاشته شود. بحران، فقط یک رخداد مقطعی نیست؛ زنجیره‌ای از پیامدها را ایجاد می‌کند که ممکن است ماه‌ها و سال‌ها بر رفتارهای فردی و خانوادگی سایه بیندازد.
صادقی تأکید می‌کند: «خود جنگ یک مسئله و بحران است، اما پسا‌جنگ بحران‌های دیگری در حوزه اقتصادی و اجتماعی ایجاد می‌کند.» او در عین حال، به ابهام موجود درباره آینده اشاره می‌کند و می‌گوید در چنین فضایی، پژوهش علمی برای سنجش اثرات واقعی این وضعیت اهمیت دوچندان پیدا می‌کند.

شناخت واقعیات اجتماعی جامعه برای بازسازی سیاست جمعیتی بعد از بحران ضروری است

   در مجموع، رویکرد صادقی به آینده جمعیتی ایران، رویکردی هشداردهنده اما در عین حال مسئله‌محور است. او نه تنها از کاهش باروری یا سالمندی جمعیت سخن می‌گوید، بلکه تأکید می‌کند درک مسائل جمعیتی بدون توجه به بحران‌های اقتصادی، روانی، اجتماعی و نهادی ممکن نیست. از نگاه او، ایران برای عبور از این مرحله به ترکیبی از شناخت تجربیات جهانی، پژوهش های داخلی دقیق و بازطراحی سیاست‌ها بر اساس واقعیت‌های پسابحران نیاز دارد.
او می‌گوید مؤسسه در شورای پژوهشی خود نیز به این موضوع ورود کرده و قرار است درباره اینکه در این شرایط چه کارهایی می‌توان انجام داد، همفکری جدی‌تری صورت گیرد. به بیان دیگر، مسئله فقط تحلیل پیامدها نیست؛ بلکه طراحی پاسخ‌های سیاستی متناسب با این پیامدهاست. اگر بخواهیم جمع‌بندی سخنان او را در یک هشدار اصلی خلاصه کنیم، آن هشدار این است: ایران بیش از هر چیز باید نگران از دست دادن سرمایه انسانی خود باشد. سرمایه‌ای که با صرف هزینه‌های سنگین در حوزه آموزش، سلامت و غیره شکل گرفته، اما اگر نتوان آن را حفظ و به‌کار گرفت، نه تنها آینده جمعیتی کشور، بلکه توان توسعه‌ای آن نیز با تهدیدی جدی روبه‌رو خواهد شد.
صادقی با صراحت می‌گوید: «مهم‌ترین رکن این جامعه، سرمایه انسانی است.» و شاید همین جمله، خلاصه‌ترین تصویر از مسئله‌ای باشد که او در برابر آینده ایران ترسیم می‌کند: جمعیت فقط عدد نیست؛ کیفیت، امید، ماندگاری و امکان ساختن آینده است. اگر این عناصر تضعیف شوند، بحران جمعیتی دیگر فقط یک مسئله آماری نخواهد بود و به مسئله‌ای تمدنی تبدیل می‌شود.

آخرین اخبار